دلم برای پروفسور نقی زاده تنگ شده.
شاید خیلی ارتباطی با هم نداشتیم؛ ولی اگر نبود، من الان با چیزی که هستم خیلی فاصله داشتم ; )
روز نوشتهها…
دلم برای پروفسور نقی زاده تنگ شده.
شاید خیلی ارتباطی با هم نداشتیم؛ ولی اگر نبود، من الان با چیزی که هستم خیلی فاصله داشتم ; )
Bittersweet and strange
Finding you can change
Learning you were wrong…
[Beauty and the Beast]
Audra McDonald, Emma Thompson & Ensemble
چکار کنم با این همه فانتزی های بامزه؛ هووم؟
هـــــــــــی… ندیده های هیجان انگیز زندگانی من!
گاهی اوقات بعد از عمری تازه یادت می افته از خودت بپرسی که اصلا طرف مقابل به ماجرا اون طور که تو داری نگاه می کنی، نگاه می کنه یا نه!
وقتی یه نیمه، نیمۀ دیگه رو بلعید.
پ.ن: هیولای درون.
。な、勘弁してくれよ!どうか終わらさせてくれないか
محض رضای خدا!
چطوری وقتی قراره یه چیزی سر از یه جای مشخصی در بیاره سر از یه جای دیگه ای در میاره؟ من نمی فهمم واقعا! بعد از این همه سال کار کردن با پست، هنوز یه چیزهایی هست که حقیقتا نمی تونم بفهمم!
Hum…
به تصورم که ترجمۀ OP و ED Theme ناتسومه درست یک ساعت بعد از Relesase اولین قسمت خوشایندترین کار، و در عین حال قبول مسئولیت Proofread سیزن ششم همین انیمه احتمالا اشتباه ترین حرکتی بود که این فصل انجام دادم.
فلــــوریا…
یا بشین درست حلش کن، یا رهاش کن که بره!
دو روز زندگی چیه که برای چندرغاز مشکلش اینطور شل کن سفت کن راه انداختی؟
***

永遠に降り捧ぐ悲しみの待つほどうで
今でもあなたのことを信じ続ける
Eien ni furisasagu kanashimi no matsuhou de
Ima de mo anata no koto wo shinji tsuzukeru
حتی اونجا که باران غم ها بی وقفه به باریدن ادامه میده،
من همچنان به تو ایمان خواهم داشت…
「Tonariau」
The Oral Cigarettes
اخیرا یکی از پررنگ ترین خواسته هام شده این قضیه، که وقتی موعد تخلیۀ کمد دانشکده رسید، زمان کندن اون یادداشت کذایی از دیواره کمد لبخند بزنم.