17SEP

+

چند وقتیه دلم هوای جایی رو کرده که درست مثل Antique Bakery باشه.

همونجایی که شیشه های رنگی داره و بوی نون شیرینی فضای کوچیکش رو پر کرده. اونجایی که می تونی در حالی که داری قهوه ت رو می نوشی به پرتوهای نوری نگاه کنی که از شیشه های رنگی عبور میکنن…

運命がここからどこへと向かおうと

、雲に描いた白い約束

。。。決して忘れない

Tuesday. Sep 17, 2013. 10:19 P.M

26 شهریورماه 1392

13SEP

+


آلن پو داستانی داره، در مورد دانشمندی که پیرمردی رو در لحظات واپسین زندگی هیپنوتیزم میکنه تا ببینه چقدر می تونه اون رو به این ترتیب زنده نگه داره. راوی شرح میده که وقتی هیپنوتیزم رو برداشتم پیرمرد چطور ظرف چند ثانیه از هم پاشید.

من هر زمان به خاطر خستگی زیاد قهوه مصرف می کنم، یاد این داستان می افتم. یعنی همچین که اثر کافئین از بین میره، حس می کنم الانه که رسما مثل پیرمرد داستان به فنا برم :دی


Friday. Sep 13, 2013. 10:37 A.M

22 شهریورماه 1392