داشتم بهش میگفتم «نگاه کن! به نظرم آدم برفی رو اینطوری نمیسازن؛ احساس نمیکنی که یه گردالی کم داره؟» با لحنی که خیلی هم مشکوک به نظر نمیرسید گفت «نه(؟) مثلا چطوری؟» بهش گفتم تصور کن که سه تا بخش داشته باشه؛ بزرگترینش جای پاها رو میگیره، دومی نقش میان تنه رو داره آخری هم میشه سرش! کمی فکر کرد و گفت که اولین باره که چنین چیزی میشنوه. بهش گفتم نه اینکه من هم از اول آدم برفیها رو سه بخشی درست کرده باشم؛ اما سالها قبل به این نتیجه رسیدم که آدمبرفیها این شکلی آدمبرفیترن.
در نتیجه روش درست کردنشون رو تغییر دادم. صد البته که من مبدع این روش نبودم! اما خب؛ به نظر نمیومد که اون زمان خیلیها به این سبک از درست کردن آدم برفی علاقمند بوده باشن. البته اگر بخوام صادق باشم، باید بگم مطمئن نیستم که مردم زمان درست کردن آدم برقی چقدر به این قضیه فکر میکنن.
رفیق ما لابد داشت با خودش فکر میکرد که درست کردن آدمبرفی چقدر میتونه حرکت کولاک و مهمی باشه که یک نفر بخواد نحوۀ درست کردنش رو برای خودش بازتعریف کنه! لول اما من داشتم با خودم فکر میکردم که چقدر در طول زندگی بهینه کردن چیزها و روشها بهم مزه داده؛ شاید خیلی زیاد و مهم نبوده باشن؛ اما نتیجۀ بازبینی چیزها و صرف زمان برای تغییرشون به نحو احسن، فقط داشتن یک آدم برفی بهتر نیست؛ حقیقت اینه که تمام اینها عمق نگاه من رو به جزئیات پدیدهها و اصول روشمندی در طول زمان تغییر داده.
Friday. January 21, 2022. 11:30 P.M
01 بهمنماه 1400