人世の棘、私のしるし
人世の棘、私のしるし
دلم مارمالاد توتفرنگی میخواد با کره و نون بربری مشتی!
به حق چیزهای نشنیده و ندیده.
این که تو برای یه مسیر 1000 تومنی، سه بار دور خودت بچرخی تا برسی به مقصد، کرایه رو نمیکنه 3000 تومن.
این که برای یک واقعۀ ناچیز، بیش از اندازه انرژی بگذاری هم همینطور!
“Gosh, you’ve been looking at your screen for a while. Take a snack break — the Web will be here when you get back.”
یعنی حتی FF هم فهمیده که طبیعی رفتار نمیکنم. XD
موقعیتی رو تصور کن که:
دست به انجام کاری میزنی؛ صرفا به این دلیل که کار مذکور، تنها کاری هست که قادر به انجام دادنش هستی.
و مقایسهش کن با وضعیتی که:
دست به انجام کاری میزنی؛ دقیقا به این دلیل که تشخیص میدی کار مذکور، کاری هست که باید انجامش بدی.
همم؟ تفاوتشون از کجا هست تا به کجا…؟!
در مملکتی زندگی میکنیم که تکتک آدمهاش ـبیجا یا بهجاـ به فرهنگ و فرهیختگی خودشون بسیار اذعان دارن و گاها شب و روز، به نحو تو ذوق زنندهای در حال انتشار این حس و حال معنوی در شبکههای اجتماعی هستن؛ فقط مشخص نیست که چرا در مجموع، جامعهش ایـن همه دچار نقصان ادب و فرهنگه.
هر طور که فکر میکنم، فقط زمانی که هر پنج انگشت دستت به تنهایی درست از پس انجام کارشون بر بیان، تو موفق میشی لیوانت رو از روی زمین برداری!
و آیا تو مدعی جز این هستی؟!
تو فراموش کردی که بگی بازی «بیقاعده» ست؛ اما این واقعیت برای من «مفروض» بود.
به این ترتیب بود که من بازی رو بردم…
It’s fine if you stay the way you are.