31OCT

+


انگیزه م ته کشیده؛ صبرمم همینطور.

از فکر اینکه هنوز یه 2-3 ماهی رو باید تمام وقت مشغول باشم، بی نهایت دچار کسالت شدم.



Thursday. Oct 31, 2013. 10:17 P.M

9 آبانماه 1392

29OCT

+

あなたに初めて出会ったあの夜

もっと強く抱きしめて

放さないで

夢の世界連れて’って


夢の世界
MONKEY MAJIK

Tuesday. Oct 29, 2013. 10:27 P.M

7 آبانماه 1392

23OCT

+

 

این خیلی بده که بعضی ها فکر می کنن مصیبت زده ترین آدمهای دنیان؛ و دائما بقیه رو متهم می کنن به این که درکشون نمی کنن؛ در حالی که همه ی آدمها لزوما رنج هاشون رو به زبون نمیارن. همیشه فکر کن توی این دنیا ممکنه یکی باشه که از تو بیشتر رنج کشیده باشه؛ در نتیجه بیا و از رنج هات توجیهی برای بُریدن از بقیه نساز…

 

 

Wednesday. Oct 23, 2013. 10:35 P.M

1 آبانماه 1392

23OCT

+


حقیقت اینه که، اساسا کارکرد علم این نیست که ملت از قبلش مایه دار بشن؛ کسبش می کنن که نادون نمونن؛

و اگر چه ارتباطشون عموم و خصوص مطلقه؛ اما از نظر تکنیکی خیلی فاصله هست بین این دو! یا حداقل من اینطور فکر می کنم.


Wednesday. Oct 23, 2013. 01:41 A.M

1 آبانماه 1392

21OCT

+


دیدی اینهایی رو که هر چی دلشون می‌خواد میگن و هر انتقادی که به نظرشون میاد رو می‌کنن، بعد اضافه می‌کنن که هیچ منظور خاصی نداشتن و امیدوارن که ناراحتت نکرده باشن؟

عموما در مقابل این وسوسه که چند تا از همون جنس حرف‌ها بهشون برگردونم و بعد اضافه کنم که هیچ مخاطب خاصی نداشتم و امیدوارم سوء تفاهمی براشون پیش نیومده باشه، مقاومت می‌کنم :دی


خب بچه یا شجاع باش درست حرفت رو بزن؛ یا اگر اینقدر نگرانی که ملت رو ناراحت کنی، اصلا حرف نزن!


Monday. Oct 21, 2013. 09:23 P.M

29 مهرماه 1392

20OCT

+


زل زدم به فنجون قهوه م، اینقدر خسته م اصلا حسش نیست تا لبم بیارمش بالا!



Sunday. Oct 20, 2013. 11:15 P.M

28 مهرماه 1392

20OCT

+


میگه:

«الان باید بگم خوش اومدی یا بگم خونه‌ی خودتون بود؟»

تا دو دقیقه می‌خندیدم.


Sunday. Oct 20, 2013. 07:27 P.M

28 مهرماه 1392