انصافا!
آهنگ به زبان فارسی، عارفانهتر و عاشقانهتر از «پوست شیر» و شاعرانهتر از «مداد رنگی» هم وجود داره؟! لول
انصافا!
آهنگ به زبان فارسی، عارفانهتر و عاشقانهتر از «پوست شیر» و شاعرانهتر از «مداد رنگی» هم وجود داره؟! لول
Well, whatever.
他の科目が見つけたから、また胸がドキドキしてる。聞こえるだろう。私自身の耳に届ける。
今、止められない、止めたくない。毎日、もっと早く、もっともっと高くと思う。
^^ じゃあ、続こう。私は何とかおおばかだな。ふふ
Sometimes you need to know how to refrain, though it’s far from easy.
هر وقت این شانس رو پیدا می کنم که یک مفهوم، یا موجودیت جدید رو به تحریر در بیارم، تازه می فهمم خدا زمان آفرینش دنیا چه حسی داشته. لول
この子達は可愛いで私がマジで大好き、なのに毎日毎日悲しくて寂しそうみたいで、この可愛らしさは残念、もったいないだね。n
گاهی وقتها درک کردن آدمها بزرگترین خیانتی هست که میشه در حقشون انجام داد.
بعضی وقتها نباید دیگران رو درک کرد.
ملت از نیکوتین میمیرن، من احتمالا یک روز از اوردوز کافئین.
چی باعث میشه، اونقدر به روندهای دوری علاقه داشته باشیم، که برای معقوله ای مثل ضربات یکنواخت و یکدست ِساعت هم الگویی «تیک» «تاک» گونه تعریف کنیم؟
آغاز، پایان و دوباره از نو.
مطلقا هیچ کار بخصوصی انجام ندادم.
حتی به چارچوب نظری مقاله ای که باید تا قبل از سال نو به جایی می رسوندمش هم، اونقدری ور نرفتم.
صرفا رفتم و آخرین ساعت 2 ی سالِ رو به اتمام، خودم رو به یک وعده نهار خوشمزه مهمون کردم و بابت سال فوق العاده سخت، اما رو به جلویی که پشت سر گذاشتم، جشن گرفتم. یه feast جانانه.
مقداری زیر نم بارون و نسیم خنک هوای ابری، توی خیابون های پر هیاهوی شب عید، قدم زدم و ملت رو تماشا کردم و برگشتم خونه.
به همین سادگی و خوشمزگی بود که، امسال پر فراز و نشیب زندگی من به آخر راه خودش رسید.

自分に何ができるだろう?
動き出す世界救いを求めて
混沌と、絶望の 先にある光を掴む
Jibun ni nani ga dekiru darou? Ugokidasu sekai sukui o motomete
Konton to zetsubou no, Saki ni aru hikari o tsukamu
وقتی دنیا مشتاقانه در جستجوی راه نجات رو به حرکته،
من چه کاری می تونم انجام بدم؟
می تونم به روشنایی پیش روم،
به اونچه که در ورای تمام آشوب ها و ناامیدی هاست، چنگ بزنم.
「True Destiny」
Noyama Nao