شاید ندونید، ولی از خوششانسیهای زندگی آدم، یکی هم میتونه این باشه که برای ساختن دوران مهم و ماندگار زندگیت، از قضا قطعههای بیادماندنی و خوشساختی دم دست داشته باشی.
Archive for January, 2019
+
過去を許せるように
明日を愛せるように
…
Monday. Jan 28, 2019. 00:06 A.M
8 بهمن 1397
+
داشتم پست ششم ژانویه رو میخوندم که باز یادش افتادم و حسابی با خودم شاد شدم. اصولا نمیشه از حل مساله حرف بزنم و یادی از نگار نکنم. خاطرم هست کوچیکتر که بودیم نگار چندان از جزئیات کامپیوتر و ویندوز سر در نمیآورد. به خودش زحمت خوندن پیامهای سیستم رو هم نمیداد! ولی اغلب یکطوری کارهاش رو انجام میداد؛ البته خوب که فکر میکنم هنوز هم در بعضی موارد تغییر زیادی نکرده و نکتۀ ماجرا به نوعی شاید همین باشه لول خوب خاطرم هست که آخرین بار ازش پرسیدیم؛ «خب! چکار کردی با ویندوز؟ چطور راهش انداختی؟» با یک قهقهۀ بزرگ که مخصوص خودشه جواب داد «هیچی! همه رو Ok Ok کردم رفت! =)) حل شد!» و اگر از من پرسیده باشید، این الان به عنوان یک طریقت سند خورده به نام نگار. اوکی اوکی! lol
یعنی یک چنین خواهر معرکهای دارم من! میدونید چی میگم؟ به معنای واقعی کلمه فوقالعاده.;-)
Saturday. Jan 26, 2019. 10:40 P.M
6 بهمن 1397
+
کف دست راستم درست زیر انگشت اشاره، نقطهای هست که هر بار دستم رو میشورم، احساس دردی مبهم به سراغم میاد. اونجا هیچ چیز نیست. اما چند سال قبل زخم عمیقی برداشته بود که مدت زمان درازی طول کشید تا کاملا خوب شد.
حین شستن دستهام، گاهی به این موضوع فکر میکنم که مثالهای کلیشهای تا چه اندازه میتونن جزئی از زندگی روزمرهت باشن.
Friday. Jan 25, 2019. 11:46 P.M
5 بهمن 1397
+
ـ فرمودین صبر میکنین که!
+ نگفتم که تا ابد!
Wednesday. Jan 23, 2019. 11:32 P.M
3 بهمن 1397
+
تجربه واقعا دیدگاه جدیدی به آدم میده. باید تجربهش کرده باشی تا بفهمی، که انتظار لزوما سخت نیست؛ بلکه میتونه قسمت خوب و لذتبخش از هر ماجرایی باشه.
Monday. Jan 14, 2019. 12:46 P.M
24 دی 1397
+
میگه «در این لحظه اینقدر احساس پشیمونی دارم که برای تعطیلات ژانویه نیومدم ایران! هی به خودم دلداری میدم که عید دو ماه دیگهست.»
جواب میدم «اینقدر دلم صبحونۀ دو نفرۀ رئیس میخواست که نگو!»
در حالی که از تصور میز صبحانه لبخند میزنم، گوشی رو میذارم کنار. با خودم فکر میکنم که هنوز در مورد جرقۀ اخیرم چیزی بهش نگفتم.
Wednesday. Jan 09, 2019. 11:56 P.M
19 دی 1397
+
جدیدا متوجه شدم که مطابق با معیارهای Mizuki Sensei قد یه Obake از carefree lifestyle لذتبخشی برخوردارم. =)) دانشگاه که نمیرم، تو فصل امتحانات امتحان ندارم؛ سر کار هم که نمیرم؛ بلکه هر ماه حقوقم رو میریزن به حسابم. :پی
試験も何もない!:D
پ.ن: چرا؛ خوب که دقت میکنم، هنوز میتونم بمیرم. lol
Tuesday. Jan 08, 2019. 10:07 P.M
18 دی 1397
+
هر زمان در برابر مسالهای پیش خودت فکر کردی که «نه این کار من نیست! من نمیتونم انجامش بدم!» همون موقع یکبار درست و منطقی از خودت بپرس «چرا؟»؛ شاید که یه طوری بشه انجامش داد. به هر حال آدمی که دائم بترسه، هیچوقت یاد نمیگیره. فوق فوقش اینه که خرابکاری میکنی دیگه؛ آخر دنیا که نمیشه! غیر از اینه؟
Sunday. Jan 06, 2019. 09:07 P.M
16 دی 1397
+
عاجز از درک این واقعیت ام که از San Diego بسته میفرستم Miyagi مشکلی پیش نمیاد؛ اما از این گوشۀ تهران که میفرستم به اون گوشهش، تا سه دور، دور شهرری نچرخه نمیرسه دست صاحبش!