これで最後だ。。。
: )
Saturday. Apr 28, 2012. 09:40 P.M
9 اردیبهشتماه 1391
これで最後だ。。。
: )
Saturday. Apr 28, 2012. 09:40 P.M
9 اردیبهشتماه 1391
عارضم که…
یه روز تو قحطی غزل، دنیا مارو کم میاره!!
هووم؟!
پ.ن: مدتها بود آهنگهای خمیازه گوش نداده بودم. لول
Thursday. Apr 19, 2012. 01:02 A.M
31 فروردینماه 1391
دیشب خوابت رو میدیدم کوزو!
بعد که بلند شدم، برای بار چندم تو این ماه به خودم گفتم کاش آدمها معرفت بیشتری داشتن؛ که حداقل ارزش درگیری فکری رو برات داشته باشن.
احساس کردم که نیاز به یکی از اون مشتهای معروف آذر هست که بگه «بسه دیگه؛ چرا ول نمیکنی؟ آدمها لزوما با معرفت نمیشن…»
شینه بابا! برو بیرون…
تویی که حتی به یاد شبهایی که از تاریکی میترسیدی و برات تا دم دمای صبح قصه میگفتم، یک لحظه تردید نکردی…
تو… کوزو!!
Sunday. Apr 15, 2012. 02:38 A.M
27 فروردینماه 1391
خانه به دوشی هم عالمی داره؛ گاهی دوست دارم اسباب کشی کنم یه طرف دیگه. جایی که آدمهاش ناشناس باشن؛ اما توانش نیست.
ولی خب؛ گاهی همینجا بهترین جای دنیاست ; )
این روزها وقتی دراز میکشم روی تخت و نگاهم می افته به نقاشی هیروکی و نواکیت روی در کمد؛ حس عجیبی بهم دست میده. اونقدری که گاهی با خرسندی تمام از خوابیدن منصرف میشم…
Thursday. Apr 12, 2012. 08:48 P.M
24 فروردینماه 1391

Tuesday. Apr 10, 2012. 09:59 P.M
22 فروردینماه 1391