اخیرا یکی از پررنگ ترین خواسته هام شده این قضیه، که وقتی موعد تخلیۀ کمد دانشکده رسید، زمان کندن اون یادداشت کذایی از دیواره کمد لبخند بزنم.
روز نوشتهها…
اخیرا یکی از پررنگ ترین خواسته هام شده این قضیه، که وقتی موعد تخلیۀ کمد دانشکده رسید، زمان کندن اون یادداشت کذایی از دیواره کمد لبخند بزنم.
~ああ
。時々静かにして何も言わずに進んでいるのが一番ベストだな
P.S: 私に出来る事__。i
– آخه من نمی فهمم؛ این چه حرکت احمقانه ایه؟!
+ حالا بیا و یکبار به خاطر من حرکت احمقانه انجام بده!
– پس فکر می کنی الان برای چی اینجام؟!!
به خودم میگم که یکی از همین روزها…
در حالی که توی آینه به تصویر خودت نگاه میکنی، میتونی مثل سابق احساس خوشایندی از سلامتی داشته باشی؛ اما تا پیش از اون، خودت رو در قاب آینه زیبا تصور کن.
***

درست مثل ریسمان درخشانی که به دنبالش باشی، زمان به آرومی در حال گذره،
و مردم در حالی که درگیر این حقیقت هستن، روز به روز تغییر میکنن و از نو متولد میشن
「Rondo」
ON/OFF
همیشه بهترین راه این نیست که اونقدر بگردی تا یه جواب درخور برای سوالت پیدا کنی؛ گاهی وقتها لازمه که صورت مساله رو طوری تغییر بدی که با جوابت جور در بیاد.
واقعیت اینه که پرسیدن سوالها لزوما به قصد پیدا کردن جوابی برای اونها نیست.
هی؛ یعنی واقعا این رو نمیدونستی…؟!
Hiss!!
بیا در موردش حرفی نزنیم!
همکارم صدام کرده می پرسه یک ربعه داری به چی فکر می کنی که اونطور خیره شدی به مداد توی دستت؟
بهش می گم که چیزی نیست؛ اما واقعیت اینه که مدتیه دارم به مسالۀ غیرمنتظرۀ خوشایندی فکر می کنم و احساس می کنم که از بابتش خندۀ مورب و معناداری روی لبم نشسته باشه.
وقتی نمیخوای اینجا باشی؛ میدونی که میخوای کجا باشی؟
وقتی میخوای تموم بشه، دقیقا میدونی که چی رو میخوای شروع کنی…؟
وقتی به عنوان پیشنهاد بهت میگم «حالا یه Track بده ببینم»؛ محض رضای خدا اونقدر این کار رو تکرار نکن که شورش در بیاد!
خیلی چیزها کمش خوبه. صرفا اونقدری که بره توی دندون هات گم و گور بشه و فقط مزه ش زیر زبونت باقی بمونه.
Sometimes if you simply write “it”, It will be carved in stone.