“Stories are important, They can be more important than anything. If they carry the truth.”
“Stories are wild creatures”, the monster said. “When you let them loose, who knows what havoc they might wreak?”
A Monster Calls
Patrick Ness
“Stories are important, They can be more important than anything. If they carry the truth.”
“Stories are wild creatures”, the monster said. “When you let them loose, who knows what havoc they might wreak?”
A Monster Calls
Patrick Ness
و بالاخره تموم شد.
تجربۀ خوب، گاها ناخوشایند؛ اما در عین حال به خاطر حضور بعضی از بچه ها واقعۀ بانمکی بود.
از تمام بچه هایی که زحمت کشیدن و در پخش و پاسخ دادن به پرسشنامه به من کمک کردن، واقعا تشکر می کنم.;-)
در حالی که به زور قطرۀ چشم و کافئین به زندگی ادامه میدم، (و واقعیتش رو بگم؛ اگرچه سخته اما بد نمیگذره بهم) و دو ماه پیش پیشنهاد سخنرانی هفتۀ انیمه رو رد کردم، اینبار به اصرار یکی از دوستان برای بخش منتقدین جوان جشنوارۀ فیلم و انیمیشن اصفهان رزومه دادم، و [بخوانید] بدترین قسمت ماجرا اینه که [احتمالا] رزومه هه اونقدر قوی هست که پروسۀ داوری رو رد کنم.
و تمام اینها در حالیه که با بی رغبتی نشستم و در حالی که موهام رو با بی مبالاتی تمام میخارونم، پشت هم خمیازه می کشم.
یعنی یه همچین پدیده ای ام من.
مشکل اینجاست که ما عادت کردیم باطن خودمون رو با ظاهر دیگران مقایسه کنیم.
حرکتی که در قبال دیگری چندان fair به نظر نمی رسه.
یک مشت افترا، کرور کرور بیادبی، و یک اکانت محدود شده به دلیل ریپورت.
سهم بینمک من از پژوهش آکادمیک اخیر.

絶望を抱きしめるのは 諦めていない証
。。。孤独越えたら 信じあえるよ 絆離さないで
Zetsubou wo dakishimeru no wa akirameteinai akashi
…kodoku koetara shinjiaeru yo kizuna hanasanaide
این واقعیت که مصیبتها رو در آغوش میکشیم، دلیلیه بر اینکه هنوز جا نزدیم.
درست زمانی که به تنهاییهامون غلبه کنیم، میتونیم به همدیگه اعتماد کنیم. پس اجازه نده پیوندهای مشترکی که بینمون وجود داره، از دست بره…
[illuminate]
Minami

Kappa by Akutagawa.R
رفیقم موریناگا یکبار از من پرسیده بود که آیا کاپاها هم ناف دارند یا نه. وقت دیگری یادم است که او مطلب مشابهی در مورد قورباغهها از من پرسیده بود. یکنفر نیست بپرسد در روزگاری که کل جامعۀ بشری دستخوش جنون شده، دانستن مطلبی در مورد ناف کاپاها به چه درد ما خواهد خورد! اما اگر آدمها به جای خیره شدن در چشمهای هم به نافهای همدیگر نگاه میکردند، همیشه راه بهتری برای حل اختلافهای خود پیدا میکردند؛ زیرا برخلاف چشمها، اثری از نفرت یا عشق در ناف آدمها یافت نمیشود. ناف آدم دکمهای است که آسوده روی شکم جا خوش کرده و فیلسوفانه لبخند میزند.
شیوجیری سیایچی
جلال بایرام (با تصرف)
اصولا هیچ اهمیتی نداره که شما چقدر توی گرایشتون تخصص داشته باشید؛ همیشه یه عده پیدا میشن که با اعتماد بنفس تمام خودشون رو از شما متخصص تر بدونن.
پ.ن: همم… موندم بلاگفا چه تغییری کرده که نیم فاصلههای ورد رو حفظ نمی کنه.

نظرسنجی زیر، متعلق به یک پژوهش دانشجویی در زمینۀ «انیمه، مانگا و هواداران ایرانی این رسانه ها» ست. از تمام اوتاکوهای عزیز، هواداران و فن های ایرانی انیمه و مانگا خواهش می کنم که لطف کنن، چند دقیقه ای زمانشون رو در اختیار من بگذارن و به سوالات این پرسشنامه پاسخ بدن.
「Survey」
این پژوهش وابسته به هیچ ارگان، گروه و یا انجمن بخصوصی نیست و صرفا یک پژوهش آکادمیک مستقل هست. به همین دلیل تقاضا دارم تا جایی که براتون امکان داره لینک این پرسشنامه رو داخل انجمن ها و گروه ها بازنشر کنید و با دوستانتون به اشتراک بگذارید و با این کار در جمع آوری داده هایی ارزشمند، من رو همراهی کنید.
پیشاپیش از حمایت هاتون متشکرم
دیشب نگاهی به جوابهای پرسشنامۀ همایش مینداختم. توی پرسشنامه از مخاطبان خواسته بودم که مشخص کنن کدوم متنها اونها رو یاد انیمههایی که دیدن میندازه. یک نفر زیر یکی از متنها، به عنوان دلیل انتخاب متن نوشته بود:
Say my name” can be for Yukine. Yato loves him, and being in love with Hiyori”
یعنی در حیرتم از این جماعت که یا سعی دارن متفاوت خوب باشن، یا متفاوت بد باشن، یا خاص متفاوت باشن، یا خاص خوب یا بد باشن، یا خوب متفاوت باشن، یا اگر بد متفاوت نیستن خلاصه به یه نحوی چراغ بزنن که یه چیزیشون با بقیه فرق می کنه به هر حال.
صرفا در عجب موندم که فرهنگ این مملکت با این همه آدم متفاوت و خاص که بجز روش منحصر به فرد تحلیل وقایع دنیا به مدد انگشت وسطشون هیچ ادعای بخصوص دیگه ای هم ندارن، چرا جلو نمیره هیچوقت.
تفاوت هست بین فردیتی که ما برای خودمون میسازیم و تعریف می کنیم و تفاوتی که دیگران برای ما معناش می کنن.