“Gosh, you’ve been looking at your screen for a while. Take a snack break — the Web will be here when you get back.”
یعنی حتی FF هم فهمیده که طبیعی رفتار نمیکنم. XD
روز نوشتهها…
“Gosh, you’ve been looking at your screen for a while. Take a snack break — the Web will be here when you get back.”
یعنی حتی FF هم فهمیده که طبیعی رفتار نمیکنم. XD
موقعیتی رو تصور کن که:
دست به انجام کاری میزنی؛ صرفا به این دلیل که کار مذکور، تنها کاری هست که قادر به انجام دادنش هستی.
و مقایسهش کن با وضعیتی که:
دست به انجام کاری میزنی؛ دقیقا به این دلیل که تشخیص میدی کار مذکور، کاری هست که باید انجامش بدی.
همم؟ تفاوتشون از کجا هست تا به کجا…؟!
در مملکتی زندگی میکنیم که تکتک آدمهاش ـبیجا یا بهجاـ به فرهنگ و فرهیختگی خودشون بسیار اذعان دارن و گاها شب و روز، به نحو تو ذوق زنندهای در حال انتشار این حس و حال معنوی در شبکههای اجتماعی هستن؛ فقط مشخص نیست که چرا در مجموع، جامعهش ایـن همه دچار نقصان ادب و فرهنگه.
هر طور که فکر میکنم، فقط زمانی که هر پنج انگشت دستت به تنهایی درست از پس انجام کارشون بر بیان، تو موفق میشی لیوانت رو از روی زمین برداری!
و آیا تو مدعی جز این هستی؟!
تو فراموش کردی که بگی بازی «بیقاعده» ست؛ اما این واقعیت برای من «مفروض» بود.
به این ترتیب بود که من بازی رو بردم…
It’s fine if you stay the way you are.
واقعیت اینه که بیشتر معماها در مورد هوش نیستن؛ بلکه صرفا در پی سنجیدن نگرش تو به قضیه و روش حل مسالهت ان.
Pride, Greed, Lu*st;
و یک نارسیست درسته.
اگر قرار نیست که بعد از کشیدن نخ بستهبندی بیسکوئیت درش باز بشه، پس اساسا فایدۀ ساختن اون نخه در چیه؟
و از اون جملهان نخ در آدامسها، در قوطی کنسرو، در نوشیدنیها، مایع ظرفشویی و الی آخر.
سیستم گلستان در داستان نظام آموزشی ایران برای من حکم آنتاگونیستی رو داره که هر چقدر از احساس انزجارم نسبت بهش بگم، بازم کم گفتم.
پ.ن: اون هم از نوع badman اش!
به خودم و موهای در هم ریختهم که اغلب اوقات مثل موهای کسیه که از تازه رختخواب درومده باشه و به تلاشهای نصفه نیمهم برای مرتب کردنشون هم اصولا جوابی نمیده، توی آینه نگاهی میندازم و به دیوار تکیه میدم.
به تصورم تنها جایی که داخل این چهارچوبۀ شیشهای، میشه چند دقیقهای به خوبی توش استراحت کرد، پشت در بستۀ دستشوئیه.
خسته نیستم؛ اما به دلایلی بیقرارم. بعد از چند دقیقه در حالی که به تصویر داخل آینه لبخند گشادی میزنم، برمیگردم پشت میزم تا به بقیۀ کارها برسم.