05MAY

+

یعنی در حیرتم از این جماعت که یا سعی دارن متفاوت خوب باشن، یا متفاوت بد باشن، یا خاص متفاوت باشن، یا خاص خوب یا بد باشن، یا خوب متفاوت باشن، یا اگر بد متفاوت نیستن خلاصه به یه نحوی چراغ بزنن که یه چیزیشون با بقیه فرق می کنه به هر حال.

صرفا در عجب موندم که فرهنگ این مملکت با این همه آدم متفاوت و خاص که بجز روش منحصر به فرد تحلیل وقایع دنیا به مدد انگشت وسطشون هیچ ادعای بخصوص دیگه ای هم ندارن، چرا جلو نمیره هیچوقت.

تفاوت هست بین فردیتی که ما برای خودمون میسازیم و تعریف می کنیم و تفاوتی که دیگران برای ما معناش می کنن.

Friday. May 5, 2017. 03:33 P.M
15 اردیبهشت 1396
03MAY

+

 

برای شروع یک آخر هفتۀ خوشایند، چی از این بهتر که وقتی آخر وقت از دفتر بر می گردی خونه، دخترک ماجرا از کلی اونطرف تر برات یه هدیۀ غیرمنتظره و هیجان انگیز فرستاده باشه؟ یه «کیوبی نو کیتسونۀ» فوق العاده که خودش شخصا برات تهیه ش کرده باشه؛ به همراه یه جوجه تیغی گوگولی مگولی که مال خودِ خودش بوده باشه، (مطمئنی عیبی نداره که نگهش دارم؟) و چند تا بادکنک رنگی براق و شاد و شنگول؟

 ممنون از اینکه به یادم بودی و این همه برای تهیۀ اینها به زحمت و دردسر افتادی. واقعیتش ماگم رو برده بودم دانشکده؛ مدتی بود که خونه هیچ ماگی نداشتم.

و مرسی از بابت جوجۀ پشمیت؛ قول میدم اینجا خیلی بهش بد نگذره 😉

 😉 Chanto Todokemasu yo!

این قطعا یکی از خوشمزه ترین هدیه هایی بود که تا بحال گرفتم. به خاطر حرف های ارزشمندت ممنونم عزیز دل. هیچوقت از شنیدنشون احساس کسالت نمی کنم فاطمه. :-*

پ.ن: تا حالا بادکنک رو مالیدی به موهات؟ ما وقتی بچه بودیم از این روش برای بند کردن بادکنک رو در و دیوار استفاده می کردیم.

پ.ن 2 : با دیدن Coffemix داخل ماگ، حسابی خندیدم! تا حالا کسی همچین حرکت بانمکی با عادت قهوه خوری من نکرده بود : ))

Wednesday. May 3, 2017. 11:16 P.M
13 اردیبهشت 1396
02MAY

+

نمی دونم چرا مردم اغلب نمی تونن این واقعیت رو باور کنن که اگر مثلا یک روز گرم بهاری تمام دفتر رو به صرف بستنی قیفی مهمون کنی، می تونی هیچ دلیل و انگیزۀ بخصوصی برای این حرکتت نداشته باشی.

به شخصه هیچوقت برای انجام کارهایی که به هر علت خوشحالم می کردن، نیازی به بهانه نداشتم؛ و این رو بارها گفتم؛ هیچ کس بابت کارهایی که من محض خاطر دل خودم برای دیگران انجام میدم، به من مدیون نیست. به تصورم که مردم برای اینکه در حق هم مهربون و دلشاد باشن، یکذره زیادی به دلیل نیاز دارن.

Tuesday. May 2, 2017. 11:40 P.M
12 اردیبهشت 1396
27APR

+

«حالت چطوره؟»

و این عجیب‌ترین و عمیق‌ترین جمله‌ای بود که این اواخر در پی مکالمۀ تلفنی دو غریبه شنیدم.

اینطور نبود که تابحال بهش توجه نکرده باشم؛ صرفا مدت‌ها بود که در بطن روابط اجتماعی به کسی برخورد نکرده بودم که این همه عمیق این جمله رو به زبان بیاره.

حس خوشایند و در عین حال تکان دهنده‌ای داشت.

Thursday. April 27, 2017. 12:53 P.M
7 اردیبهشت 1396
25APR

+

قانون بد عموما بهتر از بی‌قانونیه؛ اما اگر نشه برای اون قانون هیچ کارکردی متصور شد، اساسا فرقی با بی‌قانونی نداره.

Tuesday. April 25, 2017. 09:50 A.M
5 اردیبهشت 1396
22APR

+

دلم خواست که سری به کلاس خالی گروه ژاپن بزنم. جلوی نقشه بایستم و مثل قبل، مدتی زل بزنم به خطوط ریلی و سرسبزیهای کوهستان کوماموتو.

واقعیت اینه که من همیشه به کلاس «شمارۀ 13» و کمد «شمارۀ 7» ام، تعلق خاطر بانمکی داشتم و دارم. به سامورایی بازی های دکتر شیمیزو در حافظۀ زندۀ اون کلاس و تک یادداشت تنهایی که بیش از یکسال گوشۀ اون کمد به انتظار زمان خونده شدن نشسته ; )

پ.ن: روز زمین مبارک!

Saturday. April 22, 2017. 10:47 P.M
2 اردیبهشت 1396
21APR

+

 

آخرین باری که به این آستانه رسیدم، چیزهای جالبی از توش درومد.

الان دوباره رسیده به همونجا؛ منتظرم ببینم اینبار از داخلش چی در میاد.

پ.ن: وقتی نیاز هست که از آدم‌های کسالت آور و ناله، دلخوشی‌ها و شو-آف‌های چیپشون به هم قبل از اینکه بیش از این گند بخوره تو حس و حالت فاصله بگیری.

Friday. April 21, 2017. 09:27 P.M
1 اردیبهشت 1396
21APR

+

اصولا ارتباط معناداری وجود داره بین چیزهایی که من دنبال می کنم و مانگاهایی که میرن رو Hiatus.

یعنی تا به یاد میارم همین بوده! XD

پ.ن: خانمان برانداز یعنی اینکه این موقع از سال هوس review کردن GOT به سرت بزنه؛ اونم از اول!

پ.ن 2: اول اردیبهشت مال جلالی… ; )

Friday. April 21, 2017. 05:27 P.M
1 اردیبهشت 1396
19APR

+

بستنی با… همم قهوه.

بله؛ من امسال شرکت میکنم. این کار رو انجام خواهم داد.

Wednesday. April 19, 2017. 08:46 P.M
30 فروردین 1396