نون سوخاری با نوشابه.
なんくるないさ
روز نوشتهها…
+

احتمالا چیزهای زیادی هستن که به یاد نمیاری،
درست مثل او، و تمام چیزهایی که در پس زمینۀ این نور خیره کننده، محو و نامشخصن…
وانمود می کنی تمام چیزهایی که زمانی برات عزیز بودن رو از یاد بردی و رها شدی،
برای اینکه بتونی بخندی و خیلی ساده بگی: مهم نیست!
「Silhouette」
KANA-BOON
Friday. April 14, 2017. 01:41 A.M
25 فروردین 1396
+
نه لزوما همیشه؛ ولی گاهی وقتها انداختن یه تیر تو تاریکی خیلی بهتر از اینه که تمام مدت از فکر اینکه آیا تیرت نهایتا قراره به چیزی برخورد بکنه یا نه، تو انداختنش تردید کنی.
فوقش اینه که نمیخوره دیگه؛ غیر از اینه؟
Wednesday. April 12, 2017. 08:55 P.M
23 فروردین 1396
+
A~h
بیا و یکبار برای همیشه تمومش کن بره پی کارش.
پ.ن: وقتی از کش اومدن مسائل روزمره دچار احساس کسالت میشی.
:-/ P.S:I’m sort of pissed out actually.
Wednesday. April 12, 2017. 02:33 P.M
23 فروردین 1396
+
ژاپن که بودم، هر کسی نسبت به موضوع پایان نامه م یک جور واکنش نشون میداد. حالا متنی نوشتم با عنوان 「人の子」* برای فراخوانی. اینطور نبود که بخوام به جای خیلی خاصی برسونمش؛ صرفا قصد کرده بودم که سه شنبۀ بدون پژوهشم رو متنوع سپری کنم.
به هر حال این هم مفیدترین حرکتی بود که در یک روز تعطیل از دستم بر میومد. : ))
* بچه آدمیزاد.
Tuesday. April 11, 2017. 11:53 P.M
22 فروردین 1396
+
あ~大変疲れてる。
Monday. April 10, 2017. 10:26 P.M
21 فروردین 1396
+
خیلی از آدمها توی زندگیهاشون دردها و مشکلاتی دارن که شاید یه جایی، یه زمانی اونها رو مانعی برای خودشون دیدن. در عجبم که اگر اون آدمها از دردهای کوچیک و بزرگ همدیگه خبر داشتن، اون وقت چقدر امکان داشت که نسبت به مشکلات خودشون، احساس رضایت و آسایش خاطر بیشتری کنن…؟
Sunday. April 9, 2017. 07:49 P.M
20 فروردین 1396
+
هلاک قناری همسایهم که این همه کلیشهای میخونه. لول
Saturday. April 8, 2017. 07:37 P.M
19 فروردین 1396
+
。目を閉じて大きく息を吸い込んで、いつものように頑張ってくれ。これだけだよ
Friday. April 7, 2017. 07:44 P.M
18 فروردین 1396
+
با وجود این همه کار و زمان محدود و زمان بسیاری که صرف میشه براشون، احساس میکنم ریتم کارهام خیلی کند شده؛ حتی یه جاهایی پاک از ریتم افتاده.
به نظر میاد که باید کمی از حجم لذایذ ماجرا کاسته و به بخش فشارهاش افزون کنم!
هاها ^^”