05NOV

+

وقتی روزت از پنج صبح شروع بشه و دوازده-یک شب تموم، تازه می تونی بفهمی که روزها چقــــــدر می تونن طولانی و کشدار باشن…

***

و تو سیستم رو تحمل می کنی. تحمل می کنی و تحمل می کنی، صرفا به امید اینکه همه چیز اگر بهتر نمیشه، قابل تحمل تر بشه؛ اتفاقی که هیچوقت نمی افته و تو هم میدونی که با این طریقت هیچوقت قرار نیست بیفته. با این حال؛ با جماعتی که صرفا یک ریز ناله میزنن، آبم تو یه جو نمیره.

***

تو روح اون مواهب ناچیزی که خودت به دستشون آوری و هی مجبوری وجودشون رو به خودت یادآوری کنی؛ بلکه بشه یکجور با این جماعت شاهکار کنار اومد.

سه پرده از وضعیت آکادمیک این روزهای زندگی من.

اونوقت بچه های طفلکی این مملکت فکر می کنن که ملت تو دانشگاه تهران تخم دو زرده می کنن.

Saturday. November 5, 2016. 08:41 P.M
15 آبان 1395

Leave a Comment