در حالی که به زور قطرۀ چشم و کافئین به زندگی ادامه میدم، (و واقعیتش رو بگم؛ اگرچه سخته اما بد نمیگذره بهم) و دو ماه پیش پیشنهاد سخنرانی هفتۀ انیمه رو رد کردم، اینبار به اصرار یکی از دوستان برای بخش منتقدین جوان جشنوارۀ فیلم و انیمیشن اصفهان رزومه دادم، و [بخوانید] بدترین قسمت ماجرا اینه که [احتمالا] رزومه هه اونقدر قوی هست که پروسۀ داوری رو رد کنم.
و تمام اینها در حالیه که با بی رغبتی نشستم و در حالی که موهام رو با بی مبالاتی تمام میخارونم، پشت هم خمیازه می کشم.
یعنی یه همچین پدیده ای ام من.