無
無、無、無
無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無
پ.ن: پر از خالی؛ هیچ.
無
無、無、無
無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無
無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無、無
پ.ن: پر از خالی؛ هیچ.
گودزیلایی که شیهۀ گودزیلایی نکشه، گودزیلا نیست.
حالا شما هی جلوههای ویژهش رو ببر بالا.
秋の柔らかな日差しの下でしゃがみ込で、時間が確か流れる。
なのに
私は全く動けない。
از اون زمانهایی که توی این آینه به خودت میگی 「行ってきます」 و توی اون آینه جواب میدی「行ってらっしゃい」.
ね、あんたの周りは敵ばかりじゃないよ。
این روزها که هم هوا سرده و هم من به اجبار یکبند نشستم توی اتاق، با جن توی کمد طرح دوستی ریختم. یه تیر و دو نشون ـه؛ هم از تنهایی در میام، هم بدنش مو داره بغلش که میکنم حسابی گرم میشم. تو مصرف انرژی هم صرفهجویی میشه.
پ.ن: همین الان سرش رو از بین دو لنگۀ درِ کمد آورده بیرون.
مردم این روزها، اغلب اون چیزی که فکر میکنن هستن، نیستن؛ بیشتر اون چیزی که فکر میکنن نیستن، هستن.
یه همچنین چیزی.
このドラマはフィクションではありません.
たった一つの大切な人生ですよ.
از صبح تو کتابخونه وسط پنج شش هزار تا کانجی، دارم خل میشم رسما! =))
もう限界だよ、マジで狂ってる.
به تصورم مهمتر از تشابه غایی دنیای تو و دیگران (اگر که اساسا بشه برای این مساله اهمیت خاصی قائل شد)، چه بسا این واقعیت هست که از چه مسیری بهش رسیده باشین.
برای تماشای نقطۀ X به طور کلی، میشه بینهایت نقطه متصور شد که تمامشون نهایتا دارن X رو میبینن. ولی گذشته از این واقعیت که چه زاویهای از X رو میبینن، نمیشه نفس این واقعیت رو نادیده گرفت که اساسا هیچ دو نقطهای در تماشای X مثل هم نیستن.
و این یعنی اگر چند نفر در حل یک معادله به یک جواب واحد برسن، به این معنی نیست که تمامشون از یک راهحل واحد استفاده کردن. همم؟