
しばしばに行く幼稚園には、より正確に言うとこの園の桜木の下でドールハウスみたいな滑り台がある。その上から見下げれば、近くにあるお墓場の景色がよく見える。時々そこに座るのが私の最近の趣味になったと思う。特に春、特に秋。静かに回りを見ながら風を感じるとこ。この景色が何とか好きだ。
Saturday. May 22, 2021. 11:47 P.M
1 خردادماه 1400

しばしばに行く幼稚園には、より正確に言うとこの園の桜木の下でドールハウスみたいな滑り台がある。その上から見下げれば、近くにあるお墓場の景色がよく見える。時々そこに座るのが私の最近の趣味になったと思う。特に春、特に秋。静かに回りを見ながら風を感じるとこ。この景色が何とか好きだ。
Saturday. May 22, 2021. 11:47 P.M
1 خردادماه 1400
نشسته بودم و در حال مزه مزه کردن چایام، به ظاهر اخبار پر جزئیات ساعت نه شب رو تماشا میکردم؛ اما در واقع، اصلا چیزی نمیدیدم…
Wednesday. May 19, 2021. 10:30 P.M
29 اردیبهشتماه 1400
Let me remind you something…
If you don’t even have the courage to change, then you don’t deserve to have a dream.
Monday. May 17, 2021. 09:47 P.M
27 اردیبهشتماه 1400
با همديگه حرف بزنيد.
بحث كنيد، دعوا كنيد؛ اصلا بزنید زیر گوش هم؛ ولى نسبت به همديگه بىتفاوت نباشيد.
بیتفاوتی آدمها رو از پا در مياره؛ اونها رو از هم دور میکنه.
نسبت به هم بیتفاوت نباشیم.
Wednesday. May 12, 2021. 10:18 P.M
22 اردیبهشتماه 1400

میخوام با お花 م آشناتون کنم. Chino شش سالشه و از زمانی که پنج سالش بود من Creativity Developer گروهشون بودم. از زمانی که به خاطر میارم بوی خوبی میداد. دوست داشتم در حالی که صورتم رو توی موهای پرپشتش فرو میکنم از پشت بغلش کنم. برای همین از یک روزی بدون اینکه خودم متوجه باشم کی بوده، صداش زدم My flower. با اون بینی کوچیک کوفتهای و موهای گرد و چتریهاش که بیشباهت به عروسکهای Kokeshi نیست، هر موقع این رو میشنید میگفت: パリ先生はいつも私をマイフラワー呼ぶね (همیشه بهم همین رو میگی).
در جواب بهش میگفتم 花のような甘い香りがするから (آخه همیشه مثل گلها بوی خوب میدی!). و البته این مکالمه هنوز هم وقتی میبینمش به همون فرم سابق ادامه داره. لول

همۀ اینها رو گفتم که بگم امسال یکی از دوستداشتنیترین کادوهای تولدم رو از Chino گرفتم.
خلاصه که پری سنسه، همینقدر خوشحال!
از خوشمزگیهای زندگی من، گاهی هم اینطوری.
Friday. May 07, 2021. 09:30 P.M
17 اردیبهشتماه 1400

نشستم بیرون آپارتمانم و در حالی که از نسیم اول صبح و هوای ابری لذت میبرم، با یه ماگ بزرگ قهوه، تولدم رو با دست پخت Chevy جشن میگیرم.
بعد دوستمون به من ایمیل زده که چرا اینجا همه چیز حول موسیقی و گپ و گفت و قهوۀ صبحگاهیِ من و داستانها میگرده! پس هول چی بگرده خوبه برادر؟ لول واقعیت اینه که زندگی من تمامش هم نباشه قسمت قابل توجهی ازش حول خوش گذرونیهایی میگرده که شخصا سعی میکنم برای خودم بتراشم. به هر حال روزهای خوب رو همینطوری باید ساخت؛ در غیر این صورت واقعیت اینه که زندگی برای هیچکس بای دیفالت ساده نیست.
Thursday. May 06, 2021. 10:30 A.M
16 اردیبهشتماه 1400
نشسته بودم روی نیمکتِ نزدیک Komainu ی چپِ Jinja ی Yagoshi و در حال بازی کردن با بطری خالی vitamin D، تو سکوت شب صدای جریان آب و قورباغههای بهاره رو گوش میدادم. یک روز تا آخر تعطیلات Golden week باقی مونده بود و من هنوز چیزهایی برای فکر کردن داشتم. این روزها اغلب اوقات چیزهایی ته ذهنم هست که دوست دارم بهشون فکر کنم. البته بهتره بگم دوست دارم براشون تعیین تکلیف کنم. این روزها زیاد فکر میکنم و این حالت تعلیقِ بیمعنا و ثمر، برای من چندان جذاب نیست.
واقعیت اینه که از بین تمام option هام، به دنبال حک یه تصویر ذهنی خوشایند میگشتم. موقعیتهای ترجیح و تصمیم من، اگر که پرسیده باشید این شکلیه.
به بطری خالی و کوچیک توی دستم نگاه کردم و احساس کردم که دوست دارم دوباره برای خودم چیزهایی بنویسم. از آخرین باری که نامۀ داخل کمد دانشکده رو باز کرده بودم، دو سالی میگذشت. حقیقتا تو فکر نوشتن چند خط کوتاه بودم؛ اما واقعیت اینه که نمیدونستم نوشتن همون چند جمله کوتاه قراره این همه طول بکشه.
یادداشت لوله شده رو فرو کردم داخل بطری و یکجا نزدیک تخته سنگ بزرگ Jinja خاکش کردم. برای یکسال؛ شاید هم دو سال آینده.
وقتی بر میگشتم ساعت از 11 گذشته بود. لبخند مورب روی لبم رو، دیشب از صدای قورباغههای شالیزار هم بیشتر دوست داشتم.
Tuesday. May 05, 2021. 08:30 P.M
15 اردیبهشتماه 1400
بگذارید تعهد رو براتون معنی کنم:
تعهد یعنی پای تصمیمی که وقتی حالتون خوب بوده گرفتین، وقتایی هم که حالتون بده بایستین.
جای تعجب داره که درک همچین مسئلۀ سادهای برای بعضیها اینقدر مشکله.
Friday. April 30, 2021. 10:20 P.M
10 اردیبهشتماه 1400
اخیرا از درک این واقعیت که موقعیت فعلیم تا چه اندازه و با چه جزئیاتی به آخرین تصویر ذهنیم نزدیک هست، بینهایت شگفت زده شدهم. حالا این روزها احساس میکنم که به یک جدیدش احتیاج دارم.;-)
Wednesday. April 28, 2021. 03:45 P.M
8 اردیبهشتماه 1400

هنوزم که هنوزه بعد از Jinja ها، قبرستونها یکی از محیطهای مورد علاقۀ گاه و بیگاهم برای نشخوار افکار و قدم زدن به شمار میان. خصوصا اینجا. اغلب اوقات هم یکی پیدا میشه که همراهیم کنه. اینبار pink moon اپریل رو برای قهوۀ شبانگاهی و گپ زدن بهانه کردیم. از اون شبهای خوششانسی، که با وجود سرما حداقل ابری نبود. صرفا مسحور کننده نیست؛ به تصورم که به نوعی سرگرم کننده هست وقتی میدونی با آدمهای زیادی در حال تماشای یک نقطۀ نورانی ثابت هستی.
حتی شاید این هم نه… هیچچیز بیشتر از این جذابش نمیکنه وقتی میدونی سالها در متفاوتترین ورژنهای خودت بهش نگاه کردی و خوش گذروندی.;-)
so far؛ احتمالا این بهترین عکسی باشه که از ماه گرفتم.
Tuesday. April 27, 2021. 11:25 P.M
7 اردیبهشتماه 1400