یعنی هلاک اون استادیام که سر امتحان اقتصاد از Natsume Souseki سوال میده. =_=ه
حقش بود دست مثل ویکی پدیای فارسی براش بنویسم «یک نویسندهی اهل ژاپن بود!»
یعنی هلاک اون استادیام که سر امتحان اقتصاد از Natsume Souseki سوال میده. =_=ه
حقش بود دست مثل ویکی پدیای فارسی براش بنویسم «یک نویسندهی اهل ژاپن بود!»
به شخصه همیشه Pars و Persian رو به Iran و Iranian ترجیح دادم.
این مدت هر زمان خواستم پروپوزال بنویسم یا به یه استاد ایمیل بزنم، این موضوع به نحو دلچسبی بهم یادآوری شده.
まあ、いいじゃないですか
اول اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قصبان*
سالی نیست که اول اردیبهشتش بیاد و بره، و من با خودم این بیت از سعدی رو زمزمه نکرده باشم.
منابر قضبان: سرشاخۀ درختان
تلقی من از شیطان هیچوقت زشت نبوده؛
هم به این خاطر که گناه خودِ آدمیزادم رو گردن یکی دیگه ننداخته باشم.
、眠るあなたは悲しそうで
。。。悪い夢でも見てるようだ
وقتی اونقدرها خوش نمیگذره؛
وقتی حوصلۀ آدمهای دور و برت رو نداری.
چطور میشه کسی که تو این دنیا گم شده رو پیدا کرد؟
چطور میتونی کسی که تو این دنیا گم کردی رو پیدا کنی؟
…Back then we were starving
For Cash
For Forgiveness
For Freedom
For Love
___We were so Hungry.
آقای مدیر بازرگانی (یا هر آنچه اسمت هست،) که هنوز از گرد راه نرسیده همه کاره شدی؛
تو که یک روز با کت شلوار و کروات میای دفتر و یک روز با پیرهن،
تو که گاهی میزنه به سرت که وسط دفتر انگلیسی صحبت کنی،
تو که به خودت اجازه میدی تو کار همه دخالت کنی و تو حرف بقیه بپری،
تو که برای خودت تو دفتر قدم میزنی و تو مونیتور ملت سرک می کشی،
تو که زبون بازیت حال امتی رو به هم زده،
دیگه داری حوصلۀ همه رو سرمیبری و خودت نمیدونی.
کسی مجبورت نمیکنه که تمام آدمهای دوروبرت رو دوست داشته باشی.
اما اگر هم کسی رو دوست نداشتی، حداقل جلوش تظاهر نکن که خیلی عزیزه.
هووم؟