آقای مدیر بازرگانی (یا هر آنچه اسمت هست،) که هنوز از گرد راه نرسیده همه کاره شدی؛
تو که یک روز با کت شلوار و کروات میای دفتر و یک روز با پیرهن،
تو که گاهی میزنه به سرت که وسط دفتر انگلیسی صحبت کنی،
تو که به خودت اجازه میدی تو کار همه دخالت کنی و تو حرف بقیه بپری،
تو که برای خودت تو دفتر قدم میزنی و تو مونیتور ملت سرک می کشی،
تو که زبون بازیت حال امتی رو به هم زده،
دیگه داری حوصلۀ همه رو سرمیبری و خودت نمیدونی.
