اینکه عادت دارم تخممرغ رو سر به ته بشکنم، توی سوپ کشک بزنم، همراه پنیر عسل بخورم و یا اینکه قاشق چایخوری رو برعکس توی فنجون بچرخونم، بر این باورم که مسالۀ قابل توجهای نیست؛ و نه حتی اینکه با هیولاها خوش میگذرونم و از خوابیدن زیر ماسک روباه لذت میبرم.
اما نسبت بهشون خودآگاهی دارم؛ مثلا به این دلیل که تا حالا چندین بار بهم گفتن که به خاطر سر به ته شکستن تخممرغ، تو لیلیپوت جنگ شده!! : ))