همیشه قبل از اینکه سراغ پژوهش جدیدی برم، چند روزی زمان میذارم، به کلیتش فکر میکنم و از اونچه که قراره خلق بشه، لذت میبرم؛ با ایدهای که قراره بهش شکل حقیقت بدم، چند وقتی خوش میگذرونم.
وقتی همه چیز اونقدر روشن و هیجانانگیز شد که تونستم براش آیندهای تصور کنم، به خودم میگم: آهان! حالا دیگه وقتش رسیده!
این یکی قراره پر از موسیقی و شعر و ترانه باشه.
کاملا امیدوارم که اینبار هم برای بزرگ کردنش، به قدر کافی زمان داشته باشم.