
空見上げれば導いてくれるような懐かしくて熱い光を
くれるあなたは 小さく手を振るよ
行かなくちゃもう泣かないよシャングリラ
新たな世界へとダイブしよう
青色に抱かれた僕は
اگر به آسمون بالای سرم نگاه کنم، میتونم درخشش دلگرمکننده و خاطرهانگیزی رو ببینم، که هدایتگر منه.
تو رو ببینم که دستهای کوچیکت رو برام تکون میدی.
باید بریم؛ بیش از این گریه نکن!
بیا به دنیای تازه و خوشایندی شیرجه بزنیم، که توش تمام آبیهای دوست داشتنی احاطهم کنن.
Bravelue
「FLOW」
Brave New World, We, 1984, The Shape of Things توی خیلی از آثار ادبی دنیا، فانتزی یا کلاسیک، یه روزی، یه جایی یه اوتوپیا/دیستوپیایی وجود داشته؛ اما برای من هیچوقت هیچ کدومشون مثل Shangri-la نشدن.
همیشه وقت خوندن Lost Horizon فکر میکردم که باید چطور جایی باشه؟ دنیای آروم، دستنخورده و دلپذیر خیالات هیلتون که یه جایی وسط کوههای تبت جا خوش کرده…
…I wonder