04AUG

+

 

گاهی زمان که میگذره انتظار داری بعضی از مسائلِ شکلی تغییر کنن؛ بعضی از تفکرات قالبی حالت دیگه ای به خودشون بگیرن؛ ولی خیلی وقت ها این اتفاق نمی افته.

حقیقتش هیچ مهم نیست که چطوری داری خودت رو گول میزنی؛ آدمی که آگاهانه زندگی باری به هر جهت و منش بی تفاوتش رو هوار میزنه اصلا موجود بامزه ای نیست. انتظار نداشته باش وقتی میشنوم برات کف بزنم.

میتونی هرطور که دوست داری زندگی کنی؛ اما واقعیت اهمیت تو برای من، و واقعیت این مساله که از دیشب تا همین لحظه این همه فکرم رو مشغول کردی، تغییری نمی کنه.

واقعیتِ اینکه من به همه تون فکر می کنم؛ به تو، به شهرزاد، به مریم و فاطمه، به محسن و سارا به تهمینه و شمیم و به خیلی های دیگه. و اینکه چقدر خوشحال میشم اگر به تمامه خوب زندگی کنین؛ اونطور که لذتش رو می برین.

@ Someone: یکبار ازم پرسیدی به نظرت آهنگ زندگی من چیه؛ یکی برام انتخاب کن. بهت گفتم:

恵まれすぎていて

思い出せないかも!

今ここにいる事

息をしている事

ただそれだけの事が

奇跡だと気付く

(…)

(پرسیدی شادی چیه؟ اما شاید اینقدر بهت خوش میگذره که از خاطرش بردی؛ این که در لحظه وجود داری و اینکه نفس میکشی، فقط همین چیزهای کوچیک، چطور می تونن حکم معجزه های بزرگی رو داشته باشن. باید به چیزهایی که خیلی بهت نزدیکن دقت کنی، اگر خیلی بهشون نزدیک بشی، شاید که وجودشون رو از یاد ببری…)

خاطرم هست که صفحۀ اول سررسیدی که داخلش یادداشت میکردی جای قطعۀ زندگیت رو خالی گذاشتی. خیلی ساده نوشتنش برات سخت بود. نوشته بودی فکر کن با جوهر سفید همینجا نوشتمش! (و من کلی به این حرفت خندیده بودم.)

هنوزم که هنوزه گاهی سر میزنم تا ببینم آهنگ زندگیت رو چطور «زندگی» می کنی. که ببینم شادی رو این روزها چی معنا می کنی.

از بازی ها و علاقه های پیکسلیت، از اینکه برای شادی این همه دلیل کافی پیدا کردی، و از انتشار بازیتون توی App بازار؛ از دونستن تمامشون، بی نهایت خوشحال شدم. ^^

CLOSER. Inoe Joe

[+]

Thursday. August 4, 2016. 11:33 P.M
14 مرداد 1395

Leave a Comment