اعتماد متقابل حقیقا معنای پیچیده و عمیقی داره که شکلگیری اون نیازمند زمان و شناخت کافی طرفین هست. اگر برای مثال سلامت این اعتماد به هر دلیلی با موضوعیت طرف دوم و به دلایل مبهمی دچار خدشه بشه، این تنها تردید نفر اول نسبت به نفر دوم نیست که موضوع رو آزار دهنده میکنه؛ بلکه احساس طرف دوم از تردید نفر اول نسبت به خودش، از قید اول هم میتونه دردناکتر باشه.
باور خدشهدار شدۀ نفر اول در این فرض، همیشه امکان داره که ناشی از یک سوء تفاهم باشه؛ اما حس عدم اعتمادی که طرف دوم از تردید نفر اول نسبت به خودش دریافت میکنه، حادثهایه که تلخی واقعیت بروزش رو نمیشه انکار کرد.
پ.ن: اعتماد متقابل سطوح متفاوتی داره و چون خصلت خودبخودی داره، میتونه ابهام زیادی به همراه داشته باشه. با اینحال اعتماد لزوما یه مفهوم دو طرفه نیست و شخصا ترجیح میدم که در این مورد، بیشتر انفرادی رفتار کنم؛ فارغ از اینکه طرف مقابلم به من این حس رو داشته باشه یا نداشته باشه؛ با این وجود، قویا بر این باورم که کیفیت شکلگیری این مقوله ارتباط زیادی با تواناییهای شما در انتخاب درست آدمها و رابطههای دور و برتون داره و این یه حقیقت انکارناپذیره.