به نظرت مورچهها با جسد مورچههای مرده چکار میکنن که اونطور میگیرن دهنشون و دوان دوان دور میشن؟ مثلا میرن به بقیه نشونشون میدن و میگن «هی رفقا! این مرحوم رو نگاه کنین؛ همین امروز تو عملیات جمعآوری آذوقه شهید شد»؟
پ.ن: جاست این کیس، من میدونم که مورجهها با جسد باقی مورچهها چکار میکنن. باز مثل اون جریان زل زدن به چشمهای گربه نکنین. =))
من نمیدونم با جسد مورچه های مرده چیکار میکنن._.
اوه؟
Little S کی وبلاگ دار شد؟ مبارکه! :*
– اگر این مساله واقعا برات سوال هست، خب چنین اتفاقی میافته:
مورچهها تقریبا 90 درصد ارتباطشون با فعل و انفعالات شیمیایی بدنشونه. شاید خودت تا حالا تجربه کرده باشی. وقتی یه ردیف مورچه در حال حرکتن و با انگشت بین مسیرشون رو زمین خط بکشی، صف در حال حرکتشون به هم میریزه؛ چون دیگه نمی تونن اون ارتباط شیمیایی رو دنبال کنن که تو با انگشت از بینش بردی. مرگ هم بیشتر از هر چیزی براشون یه اتفاق شیمیائیه. وقتی یه مورچه میمیره یا مشکلی براش پیش میاد که نمیتونه به لونه برگرده از خودش یه جور اسید ترشح میکنه و مورچههای نزدیکتر متوجه میشن که اتفاقی افتاده. اگر مورچه مرده باشه اونها از روی ترکیبات دیگهای که ترشح میشه تشخیص میدن که مورچه مرده. ولی در هر حال اون رو حمل می کنن و تا لونه میبرن. اگر مورجه مرده باشه، اون رو جای مشخصی از لونه میبرن و معدوم میکنن.
16 روزش بیشتر نیست. تازه متولد شده. *^* آریگاتو آریگاتو 3> 3> 3> دیدم دلم برای تایپ کردن با کیبورد واقعی تنگ شده، وبلاگ زدم. :>
خب من حتی فکت اولی رو هم نمیدونستم. *از فردا میره جلو لونه مورچه های توی خونه کمین میکنه تا امتحان کنه*
چه موجودات عجیبی! اگر متوجه بشن، دوستشون رو همینجوری ول نمیکنن! حتی اگر مرده باشه و بخوان معدومش کنن :))
تازگی خونه مون مورچه دار شده، دو سه تا سوراخ هست که دم شون کلی خرده ریز جمع میکنن انگار نمیتونن ببرن تو اونا رو. ما هم جارو میکنیم بالاخره. بعد هر بار با حسین میشینم فکر میکنیم مورچه ها میان، میبینن دوباره جارو کردیم، دونه شون رو پرت میکنن زمین میگن: اَه! من دیگه استعفا میدم!
ممنونم بابت توضیح پری ساما کلی چیز دایره مورچه ها فهمیدم.*.*
: )) تو که کلی توی اون روستای خوشگلتون برو بیا داری! اونجا هم حتما لونه مورچۀ خوب پیدا میکنی برای آزمایش کردن. معمولا وقتی میتونه امتحانش کنی که تو یه فاصله ای صف بکشن. لول
مورچهها واقعا موجودات جالبین.
:-*
پ.ن: های های. اتفاقا نیم ساعت پیش داشتم یه چرخی توش میزدم.