
نه لزوما به مکانهای تاریخی؛ به ویرانههای خشتی اما، همیشه علاقه و احساس بخصوصی داشتهم. به بناهای کوچک رها شده، مخروبههای عمری بارون خورده و روزها آفتاب دیده، به قلعههای خشتی متروک، به کاروانسراهای قدیمی کنار جاده که ازشون فقط چند طاقی مونده و یکی دو گنبد خشتی… حتی دیگه کسی نگاهشون هم نمیکنه. همیشه از خودم میپرسم چی به اونها گذشته. به اون دیوارها، به اون طاقیها، به اون باروهای ویران…
حقیقت اینه که اونچه در جستجوش هستم، صرفا تاریخ نیست؛ بلکه غبار گذر ایامه. فهم آگاهانۀ گذر زمان ـه… این اون چیزیه که بهش حقیقتا علاقه دارم.
و این تصویر بینظیرترین برداشت من از سفر هفتۀ گذشته است. میانروزی در کوچه پس کوچههای شهر کوچک نائین؛ زیر آسمان ابر و گرفتۀ یک محلۀ ساکت و قدیمی.
#چند قدم اونطرفتر از تهران.