من و شخص «الف» با هم آشنا هستیم. من و شخص «ب» هم با هم آشناییهایی داریم. از قضا شخص «الف» و «ب» که هر دو از آشنایی طرف مقابل با من اطلاع دارن، (در واقع من از طریق شخص «الف» با شخص «ب» آشنا شدم) سالها درگیر رابطهای بودن که چند وقتیه بنا بر تصمیم خودشون به پایان رسیده.
لازم به ذکره که من به عنوان شخص سوم، چیز زیادی از جزئیات این ماجرا نمیدونم و نظر به اینکه من پیغمبر نیستم و چیزی هم بهم وحی نمیشه، لابد به این معنا و مفهومه که اونها هم از عمق بیاطلاعی من با خبر هستن. حالا شخص «ب» بعد از مدتی و بنا به دلایلی که باز هم من ازش اطلاعی ندارم، هوس کرده برای شخص «الف» هدیهای بفرسته و توجه کنید! نه در مقام مشورت، بلکه اصرار داره تائید این تصمیم رو راسا از دهن منِ سومشخص بگیره.
سوال اینجاست که دقیقا چی باعث میشه کسی فکر کنه صِرف اینکه شخص «پ» هر دو شخص «الف» و «ب» رو میشناسه، میتونه و به خودش اجازه میده که در مورد قضیۀ به این مهمی اظهارنظر غیرمسئولانه کنه؟
پیش خودم فکر میکنم اینجا دقیقا همونجایی نیست که اگر من! من اظهارنظری انجام بدم، تو! تو باید به من بگی این مساله ارتباطی به تو نداره؟!