03OCT

+

واقعیتش من در ارتباطات طولانی مدت و از راه دور با افرادی که گاها به خاطر بعد مسافت هرگز از نزدیک فرصت ملاقات باهاشون رو نداشتم، تاریخچۀ طویلی دارم.

خاطرم هست که در همین رابطه یکبار سیاوش ازم پرسید «اگر بار اولی که من رو دیدی می‌فهمیدی دخترم چه اتفاقی می‌افتاد؟» بهش گفتم قطعا از عدم صداقتت خوشحال نمی‌شدم؛ اما در نهایت اگر توضیحش می‌دادی احتمالا اتفاق خاصی نمی‌افتاد؛ و حقیقت اینه که در موارد مشابه، هنوز هم معتقد هستم که اتفاق خاصی نمی‌افته.

منظورم این نیست که اگر متوجه چنین رفتاری بشم، از کنارش راحت عبور می‌کنم؛ صرفا انتظار ندارم که آدم‌ها خیلی زود تمام اونچه که هستن رو داخل یک چنین دنیایی، به منی که احتمالا شناخت کافی ازش ندارن، نشون بدن؛ اما تاکید دارم اگر با من طرف صحبت قرار می‌گیرن، حداقل در مورد جنبه‌هایی از شخصیتشون که خودشون تصمیم گرفتن به من نشونش بدن، صادق باشن.

تمام اینها رو گفتم که تشکر کنم از دوستانی که در دوـ‌سه ماه اخیر از طریق سایت برام پیام خصوصی فرستادن. من خوشحال می‌شم از گپ زدن باهاتون. برای من مسئله‌ای نیست اگر راحت‌تر هستین که هویتتون رو به هر دلیلی ندونم، من درک می‌کنم؛ اما دست‌کم اجازه بدین که به نامتون شما رو صدا بزنم؛ یا حداقل با هر اسمی که خودتون ترجیح می‌دین خطاب بشین.

اینکه یک پیام کاملا بی‌نام و نشان دریافت کنید، قبول کنید که گذشته از منصفانه نبودنش در قبال کسی که صادقانه این همه مطلب در موردش می‌دونید، چندان هم خوشایند نیست. همم؟;-)

 

پ.ن: جا داره یادی کنم از Madam Black که اسمش خیلی خوب تو خاطرم مونده.

Wednesday. October 3, 2018. 09:38 P.M
11 مهر 1397

Leave a Comment