آبی کلهغازی.
Archive for September, 2017
+
حقیقت جبرگونه، اما جذابیه؛ بعد از هر اتفاق مصیبتباری، روز بعد بازم خورشید در میاد.
Sunday. September 17, 2017. 08:16 P.M
26 شهریور 1396
+
+
در عجبم که چرا اغلب مردم این همه به شکل واژهها علاقه دارن.
رویا رو باید آواز خوند! باید شنید! باید باهاش زمزمه کرد و رقصید! نه اینکه صرفا خوند.
وگرنه که روی کاغذ خیلی از حرفها قشنگن. هیچ به این فکر نکردی که پس چرا اون همه حرف جالبی که چشمهات میبینه رو لزوما نمیتونی بشنوی و تخیل کنی…؟
Thursday. September 14, 2017. 12:43 P.M
23 شهریور 1396
+

金色の砂嵐過ぎ去ったあとに
何もかも潤す海が欲しいよ
この世で一番哀しい夜が来る
砂漠を照らし嗤ってる星へと願ってみたって
決して叶わない
だからせめてもうヴェール纏ったままで
踊り続けるよ
بعد از اینکه طوفان طلایی رنگ شن به پایان رسید،
دریایی رو آرزو میکنم که تشنگیم رو برطرف کنه.
غمگینترین شبی که دنیا به خودش دیده در راهه؛
شبی که حتی اگر زیر آسمون کویر برای ستارههای چشمک زن دعا کنم، آرزوم هیچوقت برآورده نخواهد شد…
پس در حجابی که من رو در برگرفته، به رقصیدن ادامه خواهم داد…
「Taiyou no Elegy」
Flower
Monday. September 11, 2017. 11:15 P.M
20 شهریور 1396
+
اگر گاهی در مقابل بعضیها ترجیح میدم که لبخند بزرگی بزنم و سکوت کنم، به این خاطر نیست که حرفی برای گفتن ندارم؛ صرفا دلیل موجهی برای صرف انرژی و توضیح مساله به طرف مقابلم نمیبینم؛ اعم از اینکه فکر کنم ادامۀ صحبت با فلانی نتیجۀ خاصی در بر نداره، یا اینکه احساس کنم درک درستی از مبنای فکری هم نداریم.
در هر صورت متقاعد کردن مردم اساسا در دایرۀ علاقمندیهای من نیست؛ و به هر حال اگر جواب ندم هم قطعا کسی فکر نمیکنه که لال ام؛ همم؟
Sunday. September 10, 2017. 12:49 P.M
19 شهریور 1396
+
هیچ شکوهی در زندگی جاودانه نیست.
گرچه وقتی گذر زمان معنا نداشته باشه، میتونی با آسودگی خاطر بیشتری، بدون شمارش لحظهها و روزهایی که با عجله میان و میرن زندگی کنی؛ و چه بسیار چیزها هست که میتونی با فراغت بال تجربهشون کنی؛ ولی به هر حال هیچکدوم اینها نمیتونه زیبایی عمری رو داشته باشه که سپری میشه و یک روز به انتها میرسه.
آرزو میکنم هیچ زمانی در این زندگی و در زندگیهای دیگرم جاودانه نباشم؛ مگر اینکه بدونم چطور میشه به این جاودانگی پایان داد.
Saturday. September 9, 2017. 02:32 P.M
18 شهریور 1396
+
آدمها میتونن قدرتطلب و در عین حال ایدهآلیست باشن.
یه ایدهآلیست قدرطلب، کسیه که قدرت رو وسیلۀ رسیدن به ایدهآل هاش قرار میده.
جالبه که میتونی قدرتطلب ایدهآلیستی باشی؛ ولی معمولا کسی باور نداره که میشه در معنای مثبت کلمه، ایده آلیستِ قدرتطلبی هم بود.
و خب… چه اهمیتی داره؟ مهم اینه که تو به هر حال سعیت رو بکنی.
چون اول و آخرش، این ایدهآل هیچ کسی به جز شخص تو نیست.
پ.ن: من نه ایدهآلیستم و نه قدرتطلب؛ اما انکار نمیکنم که ایدهآلها و استانداردهای خودم رو دارم.
Saturday. September 9, 2017. 12:51 P.M
18 شهریور 1396
+
آیا میتونی حس قدیمت رو نسبت به پدیدهای که اون زمان برات مبهم و ناآشنا بوده و حالا نیست، به یاد بیاری؟
Friday. September 8, 2017. 12:02 A.M
17 شهریور 1396
+
اصلا شبیه کسایی نیستم که هفتۀ دیگه دفاع دارن لول
به همین مناسبت…
امشب ترکیب خوشمزهای دارم از playlist مورد علاقهم، به علاوۀ یک فنجون چای سبز، سکوت لذیذ آخرهای شب و مقالهای که باید تا فردا، میون آرامش شامگاهی و گپهای گاه و بیگاهِ نیمه شب، جمع شده باشه.
همم؟ پس چنین باد! ; )

