در حالی که مشغول مالیدن پای چپم هستم که به طرز بیامانی به خاطر گزش پشه میخاره و کاری براش از دستم ساخته نیست، بهش میگم که نمیدونه الان چقــــــدر دوست داشتم اگر میتونستم یه فصل، حسابی بزنمش! ولی جدا افسوس که دستم بهش نمیرسه. میخنده و به ناز و نوازش گربهش ادامه میده. چشمم چند لحظهای روی تکحلقۀ روی گوشش ثابت میمونه. نمیدونه که گاهی تا چه اندازه دلم براش غنج میزنه، اما گاهی این واقعیت که حلقۀ معیوبی که داخلش گرفتار شده رو نمیتونه درست ببینه، به شدت آزارم میده.
Sunday. September 27, 2026. 9:10 A.M
5 مهرماه 1405