06JAN

+

The flowing clouds and the blue skies beyond my reach
I look up, alone, and make a promise silently
That I will live embracing the never ending dream…

Thursday. Jan 6, 2011. 09:37 P.M

16 دیماه 1389

04JAN

+


Hey, even though


The truth can’t be seen


Believe in the road within yourself, it’s surely there…

Tuesday. Jan 4, 2011. 01:05 P.M

14 دیماه 1389

24DEC

+

 


   In Japan we have a proverb,   

“Hair is The Heart of a Woman”


Friday. Dec 24, 2010. 06:50 P.M

3 دیماه 1389

19DEC

…

بسیار سکوت خوشایندیه.

مثل گربه ها لم دادم تو آفتاب دارم پشمک می خورم و پیانو ور گوش میدم و تاریخچه ی بسیار خوشمزه ی حقوق بین الملل عمومی رو می خونم و کیف میکنم.

هوم! هوم!

خلاصه که ملالی نیست جز دوری شما!

Sunday. Dec 19, 2010. 10:34 P.M

28 آذرماه 1389

13DEC

…


آدم ها، نیازی به دین ندارن.

در واقع این دین ه که به آدم ها نیاز داره.


هووم؟

Monday. Dec 13, 2010. 03:31 P.M

22 آذرماه 1389

11DEC

…


حاکمیت همیشه به ابن معناست که حاکم، خواه ملت باشد یا شاه، تابع هیچ قدرتی برتر ازخود_نه در داخل و نه در خارج_ نخواهد بود. بنابراین دولت ملی، تمامی خصوصیات دولت ِشاهی را به ارث می برد.

Saturday. Dec 11, 2010. 05:40 P.M

20 آذرماه 1389

10DEC

+

روز خوب یعنی اینکه بعد از مدتها یه خواب خیلی خوب کرده باشی و تا لنگ صبح( یعنی  9:30) بخوابی.بعدش که از خواب بیدار شدی یه 10 دقیقه همینطوری برای خودت غلت بزنی تو جات و بعد از اینکه از جات بلند شدی، لباستو بپوشی یه نیمرو با کره برای خودت درست کنی همراه با خامه و عسل و چای و به مدت 20 دقیقه با کیف و حال تمام صبحونه بخوری. همچین که سیر شدی یه چند دور پیانو ور گوش بدی، لای پنجره رو باز کنی که هوای خنک بیاد تو و بعد حقوق بین الملل خصوصی بخونی.

زندگی از این بهتر سراغ دارین واقعا!؟

اوم!;-)

 

Friday. Dec 10, 2010. 04:35 P.M

19 آذرماه 1389

03DEC

+

 

Everywhere I go I see her face again,
Everywhere I look I see her smile and wave,
Everywhere I hear her voice is calling,
This time, I finally opened my eyes to a beautiful angel,
Oh, who’s been caring for me like a mother for a child;

Everywhere I go
Chris De Burgh
[+]

Friday. Dec 3, 2010. 11:21 A.M

12 آذرماه 1389

30NOV

+

 

شنیدی می‌گن طرف یکجوری دروغ می‌گه خودش هم باورش می‌شه؟

حالا حکایت اینهاست.

Tuesday. Nov 30, 2010. 06:52 P.M

9 آذرماه 1389

23NOV

+

یه دوست مورخ عزیزی هست در بهشت، که یک تاپیک قدیمی داره.

داخل این تاپیک از تمام جملات و اشعار و داستانهایی مینویسه که خودش بهشون علاقه داره. فکر می کنم از این جور داستانها زیاد شنیده و خونده باشید، احتمالا هم به نظرتون خیلی ایده آلیستی و به شدت مثبت به نظر میان؛ شایدم حوصله سر بر.

اما اگر راستش رو بخواین من پای ثابت تاپیکشم.

من بدیهیات دنیا رو بیش از هرچیری دوست دارم؛ چون ساده تر از اونی هستن که به یاد ما بمونن. ما انگار به یادگرفتن چیزهای پیچیده عادت کردیم؛ در حالی که هنوز چیزهای بدیهی و ساده ی زیادی تو دنیا وجود داره که خوندن و یادگرفتنشون بیش از حد مزه میده. من پیچیده نمایی رو دوست ندارم.

اگر شما هم یکوقتی حوصله کردین، یه سری بهش بزنین. شاید اونقدر ها هم حوصله تون رو سر نبره;-)

[+]

 

Tuesday. Nov 23, 2010. 07:22 P.M

2 آذرماه 1389