04AUG

行方不明

In January 2020, God disappeared…

توی سکوت نشسته بودم و برای چندمین بار به این واقعیت فکر می‌کردم که چه اتفاقی می‌افته اگر خدا یکروز ناپدید بشه.

منظورم این نیست که هر روز مثل خانم یا آقایی که تو همسایگیتون زندگی می‌کنه لزوما اونقدر حضورش رو تو زندگیتون احساس می‌کنید، که اگر نباشه می‌تونید بگید کسی دیگه توی اون خونه زندگی نمی‎کنه. قطعا همین حالا هم بود و نبودش تفاوتی برای خیلی‌ها نداره؛ همین حالا هم تو زندگی خیلی از آدم‌ها حضور نداره. اون خونه برای خیلی‌ها مدت‌هاست که خالی از سکنه‌ست.

اما سوال این بود که اگر یکروز خدایی که ـ‌عموما فرض کلی جوامع معتقد به نیروی برتر‌ـ بر این هست که وجود داره ناپدید بشه، چه اتفاقی برای اون دسته از آدم‌ها می‌افته که به واسطۀ ادیان به خدا متصل هستن و یا اون‌ دسته از جامعۀ جهانی که به هر حال به وجودش اعتقاد دارن؟ این سوال برای من بیش از اینکه یک سوال اعتقادی صرف باشه، یک برآیند رفتاریِ ناشی از اعتقاد هست. به هر حال چیزی نزدیک به نیمی از جمعیت کره زمین به یکی از ادیان ابراهیمی اعتقاد دارن و این مطلقا رقمِ بی‌معنایی نیست. *

بارها به این سوال فکر کرده‌م. بارها و بارها از آدم‌ها پرسیدمش. از مسیحی، مسلمان، یهودی و هر بار جواب دادن به این سوال رو سخت‌تر از بار قبل احساس کردم. و آیا تو به همین سادگی تصور می‌کنی که اگر خدای این آدم‌ها یکروز ناگهان ناپدید بشه، آب از آب تکون نمی‌خوره…؟

از روی نیمکت بلند شدم و بعد از تعظیم کوتاهی به صحن کلیسا، چمدونم رو برداشتم و آماده بودم که به سفر کوتاهم خاتمه بدم.

پ.ن: من در مورد چیستی اعتقاد آدم‌ها به طور کلی سوالی ندارم. من در مورد تاثیر عدم حضور خدا در کیفیت زندگی آدم‌ها فکر می‌کنم.

پ.ن 2: یکبار از یکی از دوستان مسیحیم این سوال رو پرسیدم، برام جالب بود که تا چند دقیقه حتی حاضر نبود به این فرض فکر کنه.

پ.ن 3: خط اول این پست رو از روی جواب یکی از همین آدم‌ها انتخاب کردم. ازش پرسیدم اگر یکروز خدا ناپدید بشه چطور می‌شه؟ جواب داد «یعنی می‌گی نشده؟» پرسیدم فکر می‌کنه کی ناپدید شده؟ و اون جواب داد «ژانویۀ 2020.»

Religious Composition by Country, 2010-2050. Pew Research Center. 2 April 2015. Archived from the original on 15 June 2020.

Wednesday. Aug 04, 2021. 11:45 P.M

13 مردادماه 1400

03AUG

+

از شما چه پنهون دلم یه شاخۀ Bamboo می‌خواد که خواسته‌هام رو بهش گره بزنم. ها ها

در حالی که برنامه داشتم امسال تا آخر Tanabata Matsuri اینجا بمونم و هفتۀ آینده برم Kyoto؛ به خاطر وضعیت کرونا که این روزها ناگهان از هر زمان دیگه‌ای تو دو سال گذشته وخیم‌تر شده، نهایتا تصمیم گرفتم که همه رو کنسل کنم و فردا برگردم خونه. بلکه این هم سهم فعال من باشه از کمک به دنیا برای مهار کرونا.

پ.ن: برای اون دوستی که به من ایمیل زده بود که چطوری می‌تونه کامنت بذاره: باید روی عنوان پست کلیک بکنی و اسکرول کنی پایین. اگر کامنت برای پست فعال باشه می‌تونی اونجا کامنت باکس رو ببینی. روی این پست مشخصش کردم که پیداش کنی. به نظرم اومد که شاید سوال دوست دیگه‌ای هم باشه.

Tuesday. Aug 03, 2021. 09:48 P.M

12 مردادماه 1400

02AUG

無限

گوشه و کنارهایی وجود دارن که با وجود قدمتشون لزوما گذر زمان رو بهت یادآوری نمی‌کنن. در واقع مهم نیست که چقدر زمان بهشون گذشته باشه؛ صرفا بهت احساسی از ازلیت می‌دن.

قطرات بارون روی سطح آب___.

Saturday. Aug 01, 2021. 11:30 A.M

09 مردادماه 1400

31JUL

精神的に好きな部屋

طبقۀ بالای خونۀ Norihisa و Ami، یه اتاق کار هست که به نوعی اتاق مهمون هم بشمار میاد. من البته هیچوقت شب اونجا نموندم؛ اما Chevy می‌گفت که یکی دو دفعه‌ای اون بالا خوابیده. و من نمی‌تونم بگم که تا چه اندازه حال و هوای Raphael گونه و معنوی اون بالا رو با کارهای نصفه ـ‌ نیمه و گاها تموم شدۀ Norihisa دوست دارم. گاهی فکر می‌کنم که می‌شه روی اون تخت دراز کشید و ساعت‌ها نقاشی‌هایی که تا روی سقف ادامه پیدا کردن رو با چشم دنبال کرد.

عکس‌ها رو صاحبخونه در حالی که من داشتم با کارهای اخیرش خوش می‌گذرونده‌م گرفته! در نتیجه حضور فعالم رو نمی‌تونم از تصاویر حذف کنم. هاها. و اگر که پرسیده باشید، stained glass و طرح بی‌نظیرش برای من مجذوب کننده‌ تر از هر اثر دیگه‌ای بود…

پ.ن: برگشته با نیش باز می‌گه اصلا هم معلوم نیست که چقدر روی archangels و demon ها کراش داری. لول مردک کاثولیک! =))

Friday. July 30, 2021. 10:30 P.M

08 مردادماه 1400

29JUL

仙台駅前

هر زمان از کنار شیشه‌های رنگین ایستگاه مرکزی سندای رد می‌شم چند دقیقه‌ای می‌ایستم و به نقوش Date Masamune و Tanabata Kazari نگاه می‌کنم. از اینکه این شهر اینقدر برای خودش شخصیت داره، لذت می‌برم.

Thursday. July 29, 2021. 11:40 P.M

07 مردادماه 1400

27JUL

冒険

تو فکرم چمدونم رو بردارم و تا جایی که محدودیت‌های شدید کرونا و گرمای هوا و البته مسئولیت‌های تموم ناشدنی(!) محل کار بهم اجازه می‌ده، قدری سفر کنم و بیشتر از همیشه روزهام رو خوش بگذرونم. بر خلاف یکسال اخیر، دوباره کمی در حرکت!

به این ترتیب بود که کوچکترین چمدونم رو برداشتم و چند روزی راهی شهر Date Masaamune شدم.

Monday. July 26, 2021. 10:40 P.M

05 مردادماه 1400

22JUL

+

سوال‌هایی وجود داره که نباید پرسید؛ سوال‌هایی که اگر پرسیده بشن، باید تا انتها پای شنیدن جوابشون ایستاد.

Sunday. July 22, 2021. 16:44 P.M

31 تیرماه 1400

11JUL

+

فردا شروع یک دورۀ ده روزۀ شلوغ و پر برو بیای کاری هست. قاعدتا شلوغ‌تر از هر زمان دیگه‌ای؛ اما این واقعیت که نوید یک استراحت هیجان‌انگیزِ نسبتا بلندمدت رو بهم می‌ده، حالم رو بهتر می‌کنه. تو فکرم چمدونم رو بردارم و تا جایی که محدودیت‌های شدید کرونا و گرمای هوا و البته مسئولیت‌های تموم ناشدنی(!) محل کار بهم اجازه می‌ده، قدری سفر کنم و بیشتر از همیشه روزهام رو خوش بگذرونم. بر خلاف یکسال اخیر، دوباره کمی در حرکت!

همم! اما قبل از هر چیز، این ده روزۀ پر مشغله…

برو که رفتیم!;-)

Sunday. July 11, 2021. 11:44 P.M

20 تیرماه 1400

10JUL

不感謝

گاهی وقت‌ها هم باید به درک کردن و کنار اومدن با آدم‌ها خاتمه داد. مثلا باید زد زیر همه چیز و مدتی غیب شد. باید به دیگرانی که رو حضور همیشگی و بی‌قید و شرطت حساب یکطرفه و نابجا باز کردن، یادآوری کرد که همیشه هم از این خبرها نیست؛ که بشینی پشت پنجره و در حال تماشای نم‌نم بارون، در حالی که پات رو انداختی رو پات و با نوشیدنی‌ مطبوعت خوش می‌گذرونی، اجازه بدی که کمی از نبودت به زحمت بیفتن.

گاهی باید دست از درک کردنِ آدم‌ها برداشت…

Saturday. July 10, 2021. 08:00 P.M

19 تیرماه 1400