
در حالی که داره با کارت あ ی ژاپنیش بازی میکنه، میپرسه خاله میدونی «خَش» به یزدی چی میشه؟ میگم نه(؟). دوباره چند دقیقۀ بعد میپرسه میدونی سگ به انگلیسی چی میشه؟ میگم Dog.
یکم فکر کرده، میگه عجیبه که میدونی!
در حالی که کم کم داره خندهم میگیره میپرسم چرا؟
میگه آخه هر جور حساب میکنم انگلیسی از یزدی سختتره =))
فکر کنم سرجمع منظورش این بود که وقتی چیز به اون سختی رو بلدی، پس چطور چیز به این سادگی رو بلد نیستی! لول اعتراف میکنم که بعد از سق زدن ژاپنی، انگلیسی، فرانسوی و دو سال اضافه بر سازمان زبان و ادبیات فارسی، تا حالا کسی اینطور همیت هام رو به چالش نکشیده بود. : ))
پ.ن: بعد آقا تا دم در خونهشون هر نیم دقیقه یکبار میپرسید، خاله، مورچه به ژاپنی چی میشه :دی