خانم رئیس، یکی از جذابیتهای محیط کار منه. بسیار مهربانه؛ اما گاهی میتونه گند مهربانی رو هم در بیاره. ذهن باز و خلاقی داره؛ اما آدم با بصیرتی نیست. روی هم رفته بیشتر شبیه یه کارمند نمونهست تا یه رئیس عالی. بسیار سختکوشه؛ اما در عین حال بسیار فراموشکاره و کاریزمایی هم نداره به اون صورت. اینجا کارمندها حداقل از دو هفتۀ قبل (گاها از یکی دو ماه قبل) باید تغییرات و مناسبات آینده رو بدونن تا بتونن برای زمانشون برنامهریزی کنن. اما ما هر روز امکان داره که سر کار با یه مقولۀ جدید روبرو بشیم که خانم یادشون رفته از قبل به ما بگن! : ))
خانم رئیس در بخشی که من هم کار میکنم، روی هم رفته چهار تا کارمند داره که حداقل هفتهای یکدفعه از دستش رد میدن.
از جملۀ دستاوردهای ایشون، از قضا میشه به همین دیروز اشاره کرد که یادش رفته به دو تا از همکارها بگه آخر هفته که اتفاقا طوفان Hagibis با شدت extremely strong قراره بیاد این سمتی، باید از اون سر شهر بیان دفتر برای کار!
ما؟ تا دو ساعت بعدش هر زمان چشم تو چشم میشدیم، میخندیدیم و سری تکون میدادیم.
خانم رئیس گاهی جدا دردسر سازه؛ اما بطور قطع یکی از جذابیتهای کار من بشمار میاد. لول