جمعه سر کار تایم استراحت که شد، قهوهم رو برداشتم و نشستم کنار پنجره. آفتاب دلانگیز ساعت سۀ بعد از ظهرِ یک روز پاییزی! به سختی میتونستی از نسیم ملایم و دوستداشتنیش دل بکنی.
حقیقتا تصورش سخت بود که قراره به همچین طوفان سختی بدل بشه…
جمعه سر کار تایم استراحت که شد، قهوهم رو برداشتم و نشستم کنار پنجره. آفتاب دلانگیز ساعت سۀ بعد از ظهرِ یک روز پاییزی! به سختی میتونستی از نسیم ملایم و دوستداشتنیش دل بکنی.
حقیقتا تصورش سخت بود که قراره به همچین طوفان سختی بدل بشه…