یکبار هم چندین سال پیش سر سیاه زمستون ساعت هفت صبح رفتم نشستم جلوی حوض اصلی پارک لاله که فواره داره. یه قایق کاغذی درست کردم و نیم ساعت تمام به حرکت نرم و قشنگش روی سطح مواج آب نگاه کردم؛ یه چیزی مثل اینکه وسط برف و یخبندون بایستی یه جا بستنی بخوری و دندونات از فرط نوعی حماقت خوشایند بخوره به هم. منتها یه چند درجه Kibishi ترش:دی
زشته ولی؛ شما نکنین از این کارها لول
میبینم که تو منطقه استحفاظی من قایق سواری میکنی :))
منطقۀ استحفاظی رو خوب اومدی =))