گویند که…
یک در مقابل یک؛ یکی بزن، یکی بخور!
***
میدونی؟
اگر فکر میکنی ایدهی خوبیه که در حالی که پات رو انداختی رو پات بگی که چقدر آدم باهوشی هستی؛ چقدر کولی و زمانی که خیلی حس میکنی چقدر آدم رک و باحالی هستی و بهم بگی که از فلانی و فلانی و فلانی هیچ خوشت نمیاد پیف پیف! ،بعد با بیتفاوت ترین حالت ممکن بهم بگی که اصلا واسه چی اینقدر به مطالعه علاقه دارم و زور اضافی(!) میزنم که نهاینش چندرغاز بذارن کف دستم؟!
از من دلخور نشو؛ اگر همون موقع بذارم تو کاسهت که یه آدمهایی مثل من هم تو دنیا وجود دارن که از تو هیچ خوششون نمیاد و تصور میکنم که چقدر آدم چرند و بی مزهای هستی؛ و بهتره پاتو زیادی از گلیمت درازتر نکنی.
و البته قبل از اینکه درست متوجه بشی چطور از روی جلال و جبروت بیمعنیت دو دور رد شدم، من برگشتم به اتاقم.
خودشیفته بودن هم آدابی داره؛
یعنی خوشت بیاد یا نیاد؛ یه همچین آدمیام من.
Friday. Mar 15, 2013. 11:40 A.M
25 اسفندماه 1391