23MAY

+

همیشه به خودم می‌گم که اگر من یه پژوهشگر جامعه‌شناس بودم، حتما یکی از کارهام رو به مطالعۀ موردی رفتار اجتماعی آدم‌ها در وسایل نقلیۀ عمومی اختصاص می‌دادم. احتمالا دلیلش این باشه که آدم‌ها و روابط و برخوردهای اجتماعی کوتاه‌ مدتشون، همیشه جذابیت بخصوصی برای من داشته و داره.

خصوصا به این مساله علاقۀ بخصوصی دارم که داخل وسایل نقلیه عمومی به ارتباط آدم‌ها با هم توجه کنم؛ گاهی قاطیشون بشم و اظهارنظری کنم، بهشون لبخندی بزنم، روز خوبی رو براشون آرزو کنم و گاها به حرف‌ها و قصه‌های زندگیشون گوش بدم.

به داستان راننده‌ای که علاقه داشت بلند بلند آواز بخونه، داستان اون مسافر جواهرفروشی که به سختی زمین خورده بود، و یا حرف‌های اون راننده‌ای که از گاندی می‌گفت و من براش از فوکوزاوا چیزهایی می‌گفتم.

مسافرهایی که غر می‌زنن، اون‌هایی که گاهی آهنگ‌هاشون رو دوست دارم و دیگرانی که کلکسیون سکه‌ها و اسکناس‌های روی سقف ماشینشون حسابی سرگرمم می‌کنه.

من آدم‌ها و قصه‌هاشون رو دوست دارم؛ اما واقعیت اینه که حال این آدم‌ها این روزها… هیچ خوب و خوشمزه به نظر نمی‌رسه…

Wednesday. May 23, 2018. 11:50 P.M
2 خرداد 1397

Leave a Comment