شاید که همیشه شبیه درد نیست. گاهی شبیه تغییریست که در نسبتت با جهان اتفاق میافتد. ناگهان چیزی کم شده؛ اما تو نمیدانی دقیقا چه چیزی. همان خیابانهاست، همان ساعتها، همان آفتاب مایل ساعت پنج عصر رویِ دیوارِ اتاق؛ اما انگار چیزی درون تو، دیگر از کنارشان ساده عبور نمیکند.
شاید یک روز از جایی رد میشوی و برای چند ثانیه فکر میکنی که چیزی را پشت سر جا گذاشتهای. شاید جملهای بوده که قصد داشتی به زبان بیاوری، اما نمیدانی برای چه کسی. یا شاید شب شده و هوا همان بویی را میدهد که یک شبِ نه چندان دور میداد. میایستی، بیآنکه بدانی چرا.
شبیه درد نیست، اما… چیزی درونت میخروشد. آرامآرام بخشی از شکل تازۀ جهان تو خواهد شد…
Monday. September 7, 2026. 11:45 P.M
16 شهریور 1405