
خیلی وقتها…
درست زمانی که بینیش، میدونی که میتونه «خودش» باشه.
مهم نیست که چقدر کوچیک؛ هر چیزی! ناگهان میتونه خودش باشه.
و اگر پرسیده باشی که با یک کیتسونۀ چوبی کوچیک، یک جوجهپشمی کوچیک، یه صدف کندهکاری شده و چند تا نقاشی کوچیک چکار میشه کرد، بهت خواهم گفت که چطور میتونی یک روز به سادگی آب خوردن همه رو توی جیببغلت جا بدی و هر کجای این دنیا که بخوای، با خودت ببری.
همم…
خودشه، دخترک دوستداشتنی داستان؛ خودشه…!;-)
賑やかな少女へ。