من به مرزی میان خوش بینی، خوش زیستی و واقع بینی باورمندم.
این به اون معنیه که آدم های صورتیِ سرشار از اعتقاد به کائنات و بالندگیِ روز به روز و نیمۀ پرِ مسلم لیوان، وای چه آسمون قشنگه، چقدر مست و ملنگه، همونقدر حالم رو به هم میزنن که آدم های نهیلیستِ بی اعتقاد به همه چیز.
منم به عنوان یک علاقمند به تفکرات اومانیستی، به انسان باور دارم؛ ولی ترجیح میدم تا قبل از اینکه گندش در بیاد ترمز رو بکشم.
هر چیزی به اندازه ش خوبه؛ باید فهمید این رو.