به متنهای ارسالی گروپ هماهنگی جلسات نگاه میکنم و از سر کسالت خمیازه میکشم.
قراره دوشنبه یکی از جلسات کارگاه ادبیات ژانری، داخل ساختمان انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برگزار بشه و من ناظر مراحل آمادگی بچهها برای ارائهشون در جلسه باشم.
یعنی دو روزه آنچنان به نحوی شورانگیز و فاضلانه در مورد لیست انیمههای مورد نظرشون بحث و گفتگو و گاها مجادله میکنن، که انگار قراره موشک بفرستن کرۀ ماه.
فکر میکنم: برای همینه که هیچوقت برای گیکها تره هم خرد نمیکنم.
و دوباره خمیازه میکشم.