دست آخر دوام نیاوردم و رفتم یه قفسه جمع و جور کتاب خریدم؛ یک متر white board sheet زدم به دیوار و تقویم روز شمار قدیمی رو چسبوندم به در اتاق. و فقط خدا میدونه که وقتی این سه تا رو کنارم دارم، تا چه اندازه احساس میکنم که به فتح دنیا نزدیکم.
04SEP
دست آخر دوام نیاوردم و رفتم یه قفسه جمع و جور کتاب خریدم؛ یک متر white board sheet زدم به دیوار و تقویم روز شمار قدیمی رو چسبوندم به در اتاق. و فقط خدا میدونه که وقتی این سه تا رو کنارم دارم، تا چه اندازه احساس میکنم که به فتح دنیا نزدیکم.