23FEB

+

می‌دونید؛ یکی از مهمترین درس‌هایی که اواخر نوجوانی از فلسفه و خصوصا بحث براهین اثبات وجود خدا یاد گرفتم، این حقیقت عجیب بود که هیچوقت سعی نکنم چیزی رو برای کسی اثبات کنم! جدا از اینکه ثابت کردن یک عقیده اساسا بار ارزشی بخصوصی برای شخص من نداره، (نداره چون درست یا غلط قرار نیست بقیه با من و شما هم عقیده باشن و دلیل خاصی هم نداره که حتما از شما چیزی رو بپذیرن!) واقعیت اینه که آدم‌ها وقتی خودشون نخوان چیزی رو بپذیرن، هرگز قبولش نمی‌کنن. اهمیت خاصی هم نداره که از چه راه و روشی برای متقاعد کردن طرف مقابلتون استفاده می‌کنید.

این ارزشمندترین چیزی بود که طی ماه‌های مطالعه‌م توی اون کتابخونۀ بیست و چند متری بدون پنجره، که با قفسه‌های خاک گرفته و کتاب‌های قدیمی ادبیات و فلسفه احاطه شده بود، یاد گفتم؛ کتابخونه‌ای که از اول صبح تا خود عصر، مطلقا هیچ مراجعی به جز من نداشت. من بودم و سرمای هوا و نور کم سوی چراغ‌های سقفی؛ و دری که هیچ وقت باز نمی‌شد.

جای غریبی بود…

 

پ.ن: اینکه شما بخواید چیزی رو اثبات کنید و اینکه کسی بخواد پذیرای صحبت شما باشه، توجه کنید که دو تا مسالۀ متفاوته.

Saturday. Feb 23, 2019. 9:30 P.M
4 اسفند 1397

Leave a Comment