به برگ دستنویسِ تقویم روی وایتبورد، که حالا تمام روزهاش خط خورده شده نگاه میکنم. روی یادداشتهاش دستی میکشم و قبل از اینکه برگ جدید رو روش بچسبونم، چند دقیقهای به روزهایی که سپری شدن فکر میکنم؛ به چیزهایی که یاد گرفتم، به احساس آوارهای که میتونم حدس بزنم چطور سر از آخرین نوشتههام در آورد، خوب فکر میکنم.
برگ جدید تقویم رو میچسبونم روی قبلی و به خودم میگم «برو که رفتیم!»
***

過ぎて行く時の中で変わりゆく空の下で
決して忘れない 決して解けない 絆がきっと強さになる
در دل این زمان گذرا، زیر آسمونی که هر لحظه تغییر میکنه،
عهدهای ما فراموش نخواهد شد و هرگز نخواهد گسست؛ بلکه ما رو قویتر خواهد کرد.
「キャンバス」
Hirai Ken