16OCT

+

 

استعداد عجیبی دارم در اینکه یک لیوان نوشیدنی گرم بذارم کنارم و اینقدر نخورم، و یا اونقدر آروم بخورم که سرد بشه و دست آخر مجبور بشم برم دوباره گرمش کنم.

این روند معمولا اونقدر ادامه پیدا می‌کنه تا بالاخره لیوان خالی بشه.

 

Monday. October 16, 2017. 10:57 P.M
24 مهر 1396
16OCT

+

 

تصمیم دارم که از این به بعد پنجشنبه‌های هیجان‌انگیزم رو شهرنوردی کنم. مخلوطی از پیاده‌روی‌های چندساعتۀ استقامتی و تماشای مردم. دوست دارم که بیش از قبل این کار رو انجام بدم.

و اگر کسی پای پیاده روی داره، دوزو! 😉

You’re always welcome!

Monday. October 16, 2017. 08:42 P.M
24 مهر 1396
15OCT

+

 

人々の一生には、苦しいことも、悲しいことも、楽しいことも、あります。でも、一生懸命生きましょう!

 

Sunday. October 15, 2017. 08:46 P.M
23 مهر 1396
14OCT

+

 

زمانی که روی نیمکت‌های پارک، برِ خیابون ولیعصر نشسته بودم و بعد از 4 ساعت پیاده روی به آفتاب دم غروب که از بین برگ‌های پر تلاطم چنار عبور می‌کرد نگاه می‌کردم، ناگهان تصمیم گرفتم که برای چند وقتی، کمی خودم رو راحت بذارم؛ مقداری تغییر رویۀ دائمی هم گزینۀ بدی به نظر نمی‌رسید.

نفس عمیقی کشیدم و به گربه سیاهی که با تکبر به تلاش‌های امید برای جلب نظرش نگاه می‌کرد، لبخند زدم.

 

Saturday. October 14, 2017. 08:13 P.M
22 مهر 1396
13OCT

+

 

احساس ضرورت عجیبی می‌کنم که بزنم بیرون.

مثلا برای یه صبحانۀ هیجان انگیز.

همم…

 

Friday. October 13, 2017. 09:29 P.M
21 مهر 1396
12OCT

+

 

 ^^。何とか一か八かだけど、私は自分の事信じて、今までチャンスがよくある人だったね

 

Thursday. October 12, 2017. 11:18 A.M
20 مهر 1396
11OCT

+

 

مهم نیست اون چیزی که بهش معتقدی، چقدر در عالم تئوری صحیحه؛

وقتی در عمل درست کار نمی‌کنه، عوضش کن خب! وحی منزل نیستش که!

 

Wednesday. October 11, 2017. 10:54 A.M
19 مهر 1396
08OCT

+

 

محض رضای خدا! اگر انگشت اشاره‌ت رو به اسکرین لپتاپ نچسبونی هم من می‌تونم تشخیص بدم که داری به کجای صفحه اشاره می‌کنی! :-|‌

 

Sunday. October 8, 2017. 10:36 P.M
16 مهر 1396
06OCT

+

 

いつか喫茶店に行って、ケーキとコーヒーを食べながら、「今までの難しさは全部悪い冗談だ」と考える

あの時、どうか今時の厳しさを思い出させて下さい。

 

Friday. October 6, 2017. 07:12 P.M
14 مهر 1396
04OCT

+

 

むかつく、もう我慢できないよ。鳥籠の中にとらわれてる気がする!!

自由に。

 

Wednesday. October 4, 2017. 03:30 P.M
12 مهر 1396