15APR

+

دیشب خوابت رو می‌دیدم کوزو!

بعد که بلند شدم، برای بار چندم تو این ماه به خودم گفتم کاش آدم‌ها معرفت بیشتری داشتن؛ که حداقل ارزش درگیری فکری رو برات داشته باشن.

احساس کردم که نیاز به یکی از اون مشت‌های معروف آذر هست که بگه «بسه دیگه؛ چرا ول نمی‌کنی؟ آدم‌ها لزوما با معرفت نمی‌شن…»

 

شینه بابا! برو بیرون…

تویی که حتی به یاد شب‌هایی که از تاریکی می‌ترسیدی و برات تا دم دمای صبح قصه می‌گفتم، یک لحظه تردید نکردی…

تو… کوزو!!

 

Sunday. Apr 15, 2012. 02:38 A.M

27 فروردینماه 1391

Leave a Comment