حالم قدری خوش نیست این روزها؛ لابد رنگ سفید قالب آبی هم مزید بر علت شده که حالی برای نوشتن نداشته باشم.
نشستم تنگ آفتاب زمستانی پشت پنجره و از فشار انتظار و زور داروها و بیمزگیهای مملکت در حال نوشیدن فنجان سوم قهوۀ صبحگاهی، با هیولاهای دوستداشتنی 獏、雨降り小僧、百足、土蜘蛛 چهارقل بازی میکنم!

。。。記憶届く
Black memory
「BLACK MEMORY」
THE ORAL CIGARETTES