این روزها مشغول خوندن کتاب کمدی الهی دانته آلیگیریِ کبیرم. یعنی این بشر جا به جا منو دچار تحیر میکنه. هی باید فکم رو از روی زمین جمع کنم :دی
دانته در طبقه ی اول دوزخ، کاخی رو وصف می کنه به نام “کاخ فلسفه”.
در واقع فلاسفه رو به واسطه ی اینکه در حل مسائلشون از فکر و منطق بشری صرف کمک میگیرن و از فروغ خداوندی بهره نمیبرن، کرده تو جهنم!! :دی
بعد تازه از اون فکاهی تر و جالب تر اینکه :دی :
این عزیز دل برداشته دانشمندان دوران پیش از مسیحیت رو به جرم مسیحی نبودن روانه ی دوزخ کرده!!XD
بابا آخه انصاف! اونا رو آخه دیگه چراا؟!XD
حالا خوشمزگیش اینه که ویرژیل عزیز دلش رو! ویرژیل نازنینش رو هم به همین جرم در طبقه ی اول دوزخ قرار داده!D:
یعنی میخوام بگم تو طبقه ی اول دوزخش هر آنکس از بزرگان کهن که فکر کنین، هستن :دی از هکتور بگیر تا دموکریتوس( به خاطر نظریه ی اتمش XD وای واای) سقراط، افلاطون، اقلیدس و ….
وااااای که من چقدر یه جاهایی از این کتاب خندیدم :دی یعنی خندیدم ها! یه جاهایی به صورت What the Hell در میومدم رسما!:دی چشمام به درشتی تخم مرغ میشد :دی
دروود بر روح میلتون کبیر با اون اثر شاهکار و دوست داشتنیش. من دانته رو حقیقتش نمی تونم درک کنم خیلی. طرز فکر جالب اما عجیبی داشته. در واقع مشخصه که خیلی زحمت کشیده، ولی کتابش بیشتر ارزش میتولوژی و فانتزی داره تا ارزش ادبی :دی(که خب دلایلی بس واضح و مبرهن داره که بر میگرده به علت و چگونگی نوشتن اثرش) البته ضمن اینکه نثر فاخرش رو هم میستایم.
از طرفی خود دانته شناسان به این جریان اشاره میکنن که دانته تو داستانش، خودش رو خیلی دست بالا گرفته :دی در واقع یه جاهایی عملا دچار خود تعریفی و خودشیفتگی زیاد شده. مخصوصا که اغلب دوستان در حال شکنجه و اینها (:دی)در جهنمش، اغلب فلورانسی و همشهری خودش هستن D:
میگم خوب شد دانته خدا نشد :دی والا بی برو برگرد همه رو می کرد تو جهنم، فقط ویرژیل رو میفرستاد بهشت XD
البته این کتاب خوانی همچنان ادامه داره… میام باز ادامه میدمP-:
D:
Wednesday. May 11, 2011. 01:42 A.M
21 اردیبهشتماه 1390