
در بخش شمالی ژاپن، جایی نه چندان دور از شهر Sendai یه آپارتمان دو طبقه هست که میز کار من چسبیده به پنجرۀ بالکنش. میز کذایی محل نوشتن نوشتههای یک پژوهشگر مطالعات ژاپن هست که به مقولۀ نقد داستانها، ادبیات ژانری، تخیلات و بالاخره هیولاهای فولکلور ژاپنی بسیار علاقمنده.
فعال سابق ادبی، کارشناس ارشد و منتقد حوزۀ داستانها و انیمههای ژاپنی (2009~تاکنون). پژوهشگرِ (در مرخصی) پاپ کالچر ژاپن (日本大衆文化) با گرایش رسانههای عامهپسند ـانیمه، مانگا و موسیقیـ و البته علاقمند به تبیین تاثیر تخیلات حاصل از این رسانهها بر نسل جوان. کارشناس ارشد حقوق بین الملل با گرایش رسانه ها و دیپلماسی فرهنگی.
Creativity Developer ام و چند سالی توی این کار سابقه دارم. زندگی من از بیرون با این همه کتاب و کاغذ، شاید که برای آدمهای اطرافم اونقدرها هم جذاب به نظر نرسه؛ اما شخصا زندگی رو واقعیت هیجانانگیزی میبینم که دیگه تکرار نمیشه؛ زندگی من با تمام بالا و پایینهاش، سرشار از رنگ و موسیقی، داستانها، هیولاها و آدمهاست که به روش خودم ازشون نهایت لذت رو میبرم. دو ـ سه سالی هست که از پژوهش فاصله گرفتم و در حال حاضر بیشتر وقتم رو به عنوان Creativity Developer به طور عملی زمانم رو به تعریف پروژههای فرهنگی برای نسل جوان از طریق رسانه های عامهپسند و خلاق میگذرونم. زندگی من این روزها، به نحو فعالانهای سرشار از رقص، موسیقی و داستانهاست.
از داستانها خصوصا در ژانر فانتزی و سایفای بسیار لذت میبرم و خوشحالم از اینکه حرفهم، تحصیلم و تجربهم به نحوی به داستانها و خلاقیت ناشی از اونها گره خورده. معتقدم که داستانها به شما فرصت زندگی چندباره و تجربۀ دنیا رو میدن، و من با تحلیل این دنیا و داستانهاش به روایت خودم، حسابی خوش میگذرونم. به تبع داستانها، آدمها ـاین موجودات ناطق هنرمندـ رو هم دوست دارم و شیفتۀ وصف داستانهای مدرن از هیولاها و آدمها در کنار هم ام. سرو کله زدن باهاشون یکی از لذتبخشترین بخشهای زندگی منه و معتقدم که در طول زندگیم چیزهای زیادی از هر دوشون یاد گرفتم.
از مزهمزۀ قهوهم، پیادهرویهای طولانی مدت و گپ زدن با آدمها لذت میبرم؛ (اگر شما هم آخر شبی دلتون خواست گپی بزنیم، چرا که نه! دوزو!)
تخیل قسمت مهمی از زندگی منه و معتقدم بدون اون، آدمها حقیقتا یه چیزی کم دارن؛ اما صادقانه فکر میکنم که از تخیل باید استفادۀ سازنده کرد؛ قبل از اینکه در وجود آدمها ته نشین بشه.
و در نهایت اینکه…
آدمهای زیادی پشت سرم ایستادن که من چیزی باشم که امروز هستم؛ اما واقعیت اینه که من تک قهرمان زندگی خودمم. برای اونچه که به دست آوردم،ـهر چند ناچیز؛ اما با ارزشـ، تلاش کردم و هزینههایی دادم. با این همه، سعی میکنم که در همه حال زندگی رو به سبک خودم خوش بگذرونم؛ چون یه روز خوب رو باید ساخت.
در فرهنگ ژاپن این عقیده وجود داره که کلام، موجودیتی قدرتمنده. Kotodamashi یا「言霊師」لغتی ترکیبی و برگرفته از فرهنگ عامهپسند ژاپنه و به معنای کسی هست که بر قدرت جادویی کلام تسلط داره.
Hyakkiyagyo یا 「百鬼夜行」مفهومی خیالی در فرهنگ فولکلور ژاپن هست که بر اساس اون در برخی شبهای تابستانی و [به روایتی] در گرگ و میش سحر، میشه شاهد رژۀ شبانگاهی انواع یوکایهای ژاپنی در سطح خیابانها و مسیرها بود. این عبارت نام قدیمی و دوم این مکان هست که در سال 2022 و پیشنهاد دوستان برای تلفظ راحتتر، به Kotodamashi تغییر پیدا کرد.
به هر حال از در «جستجوی ناکجاآباد» گرفته تا «جان جادویی کلمات»، اینجا همچنان پایگاهی برای «رژۀ شبانگاهی هیولای» خیالات من ـه.
خوش اومدین.